نقش جوانان درتوسعه ملی
header
آموزش کف پوش سه بعدی

نقش جوانان درتوسعه ملی

جوانان می‌توانند منبعی برای توسعه علمی، اقتصادی و فرهنگی در جامعه باشند.
به گزارش گروه استان های باشگاه خبرنگاران جوان ازآبادان؛معاون دانشجویی و فرهنگی واحد ماهشهر گفت: «روز جوان در جامعه ما و بویژه در یک محیط علمی مثل دانشگاه اهمیت فراوانی دارد به این خاطر که دانشجویان می‌توانند منبعی برای توسعه علمی، اقتصادی و فرهنگی یک جامعه باشند .دکتر علیرضا مسعودی‌لیر افزود: «میدان‌داری برنامه‌ها و فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی از سوی جوانان، یادآور رشادت‌ها و دلاوری‌های جوانانی است که در یک مقطع و برهه‌ای از دوران نظام مقدس جمهوری اسلامی با انرژی و توان معنوی توانستند از مرزهای این مملکت دفاع بکنند.»

وی با بیان اینکه جوانی بهار عمر انسان است، گفت: «براساس نظرسنجی‌های شورای عالی جوانان ایران دو مشکل اساسی جوانان در جامعه امروزی مشکل اشتغال و ازدواج هستند و اولویت حاکمان جامعه ما است که به این دو مقوله بپردازند.»

مدیر فرهنگی و اجتماعی دانشگاه آزاد اسلامی واحد ماهشهر قهرمان‌گروی و الگوپذیری را از عمده‌ترین ویژگی‌های جوانان بر شمرد و افزود: «حق جوانان است که برای خود الگویی انتخاب کنند ولی در انتخاب آن باید دقت کنند.

حجت‌الاسلام غلامحسن حیاتی گفت: «حضرت مریم(س) نماد و الگوی عفت و پاکدامنی برای دختران است. وقتی که به امر پروردگار و به صورت اعجاز حضرت مریم(س) باردار شدند این بانوی عفیفه می‌گوید: ای کاش من تا ابد فراموش می‌شدم و این خبر به گوش کسی نمی‌رسید که این موضوع حیا و پاکدامنی وی را می‌رساند.»

اهمیت نقش جوانان در توسعه کارآفرینی و مدیریت کشور

جمعیت جوان در ایران یکی از فرصت های اقتصادی و اجتماعی است که به دلیل سیستم ناکارآمد مدیریتی کشور نتوانسته از این فرصت بهره برداری مناسب داشته باشد. اکنون بسیاری از جوانان نخبه ایرانی در حالی جذب کشورهای دیگر می شوند که جوانان داخل کشور نیز امید و اعتماد به نفس کافی برای ایجاد کسب و کارها و یا پذیرش مسوولیت های اقتصادی و سیاسی ندارند. بررسی ها نشان می دهد پنج چالش اصلی شامل تامین مالی، همگرایی گروهی، آموزش های کاربردی، ارتباطات و اطلاعات و امید و اعتماد در عدم توفیق جمعیت جوان کشور نقش دارند که در نخستین سمپوزیوم جوانان و ثروت آفرینی مورد بررسی قرار گرفت و از سوی دیگر بر اهمیت نقش جوانان در توسعه کارآفرینی و مدیریت کشور تاکید شد.

برنامه‌های کمیته جوانان اتاق هدفمند باشد
یکی از چالش های اجرای طرح های جدید در زمینه های مختلف کمبود اطلاعات و بررسی نقاط قوت و ضعف است و از این رو بسیاری طرح های مناسب هرگز در اجرا موفق نمی شوند. ابوالقاسم سرتیپی، رییس کمیسیون طرح و برنامه اتاق بازرگانی اصفهان در اختتامیه این سمپوزیوم با تاکید بر برنامه محوری اظهار داشت: کمیته جوانان اتاق بازرگانی اصفهان باید هر برنامه ای را هدفمند و با بررسی های کارشناسی آغاز كند و به پایان برساند. وی ادامه داد: تهیه یک برنامه منسجم برای دستیابی به اهداف ضرورتی انکارناپذیر است و بنابراین انجام تحقیقات کافی و محاسبه ریسک های مختلف کار باید در دستور کار جوانان اتاق قرار بگیرد. این عضو هیات رییسه اتاق اصفهان با اعلام حمایت از گروه‌های جوان در اتاق اصفهان اعلام کرد: با هدف جانشین پروری و به‌کارگیری توانمندی های جوانان نخبه و مستعد این کمیته زیر مجموعه کمیسیون طرح و برنامه اتاق اصفهان شکل گرفته و اکنون نیز ایده های خوبی را برای توسعه فعالیت جوانان در حوزه کسب و کار دنبال می کند.

ترکیبی از جوانان و افراد با تجربه برای اداره امور برگزیده شوند
یکی از انتقاداتی که به تیم های مدیریتی در بدنه دولت و بخش خصوصی وارد است کمبود نیروی جوان و دارای دانش و ایده های نو در هر دو بخش است. سید رسول رنجبران با طرح این انتقاد در سمپوزیوم جوانان و ثروت آفرینی اظهار داشت: ما باید ترکیبی از جوانان کم تجربه اما دارای دانش و ایده‌های نو به همراه افراد پا به سن گذاشته اما با تجربه در مدیریت را برای اداره امور کشور برگزینیم. وی با دعوت از جوانان فعال در زمینه های اقتصادی برای شرکت در انتخابات اتاق بازرگانی افزود: باعث تاسف است که در دولت یازدهم با وجود بسیاری از اقدامات موثر، برخی افراد که در سال های بسیار دور پست مدیریتی داشته اند بار دیگر در جایگاه مدیران ارشد کشور قرار گرفته اند و همچنان جوانان در عرصه های مدیریتی کمتر به چشم می آیند. عضو هیات نمایندگان اتاق اصفهان تاکید کرد: جوانان ایران، ثروت های واقعی این کشور هستند اما به دلیل ساختارهای نامناسب در کشور فرصت رشد و پیشرفت برای آنها فراهم نمی شود و بسیاری از آنها با خروج از ایران در کشورهای دیگر به مدیران برجسته تبدیل شده و جایگاه های قابل توجهی را به دست می آورند و بنابراین سرمایه گذاری بر روی جوانان و ایجاد بسترهای لازم برای پذیرش مسوولیت به وسیله آنها یک ضرورت اجتماعی و اقتصادی به شمار می رود.

می‌خواهیم افراد از کودکی با تجارت آشنا شوند
ضعف در سیستم آموزشی کشور موجب شده تا افراد تا بزرگسالی درک مناسبی از اقتصاد و کسب درآمده نداشته باشند و از این رو هم به لحاظ تخصصی و هم اعتماد به نفس قادر به ایجاد کسب و کار نیستند. امیر کشانی، مسوول کمیته جوانان اتاق بازرگانی اصفهان در این باره گفت: کمیته جوانان با هدف توسعه کسب و کارها در گروه های سنی جوانان و نوجوانان شکل گرفته و می خواهیم افراد از کودکی با تجارت آشنا شوند. وی ادامه داد: تدوین الگوهای ویژه کالاها و خدمات استان یکی دیگر از اهداف این کمیته به شمار می رود که در آینده نزدیک آن را پیاده سازی خواهیم کرد. کشانی اعلام کرد: پنج مشکل اساسی در زمینه آغاز کسب و کار بویژه برای جوانان شناسایی شده است که برای آنها پنج کار گروه تخصصی با همکاری اساتید شامل پنج تامین مالی، همگرایی گروهی، آموزش های کاربردی، ارتباطات و اطلاعات و امید و اعتماد تشکیل داده ایم که اکنون آنها پس از مدت ها بررسی های علمی به یک جمع بندی درباره هر یک از این موضوعات رسیده اند و در این سمپوزیوم جمع بندی تحقیقات خود را ارائه خواهند کرد.

برای بازگشت امید باید الگو معرفی کنیم
کمبود امید و اعتماد به نفس یکی از مهمترین چالش های جوانان برای ایجاد و حفظ کسب و کارهاست. علی صنایعی، عضو هیات علمی دانشگاه اصفهان درباره دلایل ناامیدی در میان جوانان ایرانی گفت: در دوره ای زندگی می کنیم که بسیاری از کسب و کارها در حال رکود و فروپاشی هستند و حتی کسانی که خود روزگاری به عنوان کارآفرین شناخته می شدند خبر ورشکستگی آنها شنیده می شود. وی ادامه داد: برای ایجاد امید و اعتماد در جوانان باید در نظام های مختلف کشور از جمله نظام خانواده، نظام آموزشی، نظام اقتصادی اصلاحات اساسی صورت بگیرد و ضمن ارتقاي توانمندی های حرفه ای در جوانان باید موانع موجود بر سر راه تولید و صادرات را برطرف کرد. این استاد دانشگاه افزود: امید و اعتماد نیازمند شناسایی الگوهای موفق در کشور و معرفی آنها به جوانان است و البته برای حفظ الگوهای موفق نیز باید سیات اقتصادی کشور حمایت از تولید با کیفیت و صادرات محور باشد.

باید ابزارهای جدید مالی تعریف کرد
یکی از مهمترین چالش های ایجاد کسب و کار و حفظ آن در کشور موضوع سرمایه اولیه و تامین مالی است. ایمان باستانی، عضو هیات علمی دانشگاه درباره مشکلات مربوط به تامین مالی گفت: بالا بودن هزینه مبادله علم به ثروت، عدم دسترسی به روش های تامین مالی متنوع، فساد در سیستم بانکی، به روز نبودن قانون عملیات بانکی، کمبود دانش مالی مهمترین چالش های این بخش به شمار می روند. وی درباره راهکارهای خروج از این چالش افزود: کاهش هزینه تبدیل مبادله علم به ثروت از طریق شرکت های سرمایه گذاری مخاطره پذیر، بهبود نظام بانکی کشور، راه اندازی یک پایلوت از شرکت سرمایه گذاری مخاطره پذیر، ایجاد کمیته و کارگروه تامین مالی و افزایش دانش مالی جوانان مهمترین اقداماتی است که در این بخش می توان اجرا کرد.

رفع تمام مشکلات نیاز به کار گروهی دارد
یکی از نقاط ضعف در پیکره سازمان های مختلف بویژه کسب و کارهای در حال راه اندازی و یا ایده هایی که به اجرا در نمی آیند، موضوع نبود کار گروهی و تیمی است. محمد حسن شهشهانی، عضو هیات علمی دانشگاه در این باره گفت: تمام مشکلاتی که در کار گروه های مختلف شناسایی شده تنها با کار گروهی برطرف می شود. وی ادامه داد: انجام کارها به صورت گروهی نیازمند یک تغییر در نگرش افراد است و تا کار گروهی را یاد نگیریم نباید انتظار پیشرفت داشته باشیم. شهشهانی تشریح کرد: یکی از نگرش های لازم برای کار گروهی ایجاد تفکر برنده ـ برنده در اجرای تمام قراردادها و تعاملات مختلف است که می تواند یک سیستم ارزشی مناسب را خلق و رویکرد مدیریتی را متحول کند.

رسانه‌ها تاثیر شگفت انگیزی بر ذهن ما می گذارند
از یک سو نبود سیستم اطلاعاتی قوی و سازماندهی شده و از سوی دیگر عدم آگاهی به کیفیت و جایگاه رسانه در تغییر نگرش افراد باعث می شود بسیاری کسب و کارها نتوانند خود را به خوبی معرفی کنند و یا فعالیت خود را آگاهانه توسعه دهند. حمیدرضا عشقی، عضو هیات علمی دانشگاه با اعلام اینکه جنگ بعدی بر سر آب نخواهد بود بلکه کشورها و شرکت ها بر سر اطلاعات با هم خواهند جنگید گفت: رسانه ها ما را مجبور به انجام کاری نمی کنند بلکه به صورت غیرملموس تاثیر شگفت انگیزی بر ذهن ما می گذارند و روش زندگی و تصمیم گیری ما را تغییر می دهند. وی ادامه داد: اکنون دیگر روابط عمومی سازمان های پیشرفته به صورت ۲۴ ساعته پاسخگوی مشتریان و مخاطبان هستند و حتی یک لحظه نیز اجازه نمی دهند کسی که به آنها مراجعه کرده است تنها بماند. عشقی افزود: روابط عمومی الکترونیکال و ۲۴ ساعته شیوه ای نوین برای جذب مخاطب است که باید مورد توجه کسب و کارهای ایرانی نیز قرار بگیرد. این استاد دانشگاه تاکید کرد: باید مدیران کنونی نسبت به کارکرد رسانه های مختلف و میزان تاثیرگذاری آنها آگاه باشند در غیر این صورت جایگاه خود را نزد مشتریان و مخاطبان در گروه های مختلف از دست خواهند داد.

‌ آموزش‌ها بر محور یادگیری تدوین شوند
ناکارآمدی سیستم آموزشی در مقاطع مختلف تحصیلی بویژه تحصیلات آکادمیک موجب شده تا فارغ التحصیلان در رشته های مختلف مهارت کافی برای ایجاد کسب و کار و یا اشتغال در سازمان ها نداشته باشند. علی میرجمالی، کارشناس آموزشی در این زمینه گفت: آموزش های در تمام مقاطع باید بر محور یادگیری تدوین شوند و بر همین اساس لازم است سازمان های آموزش دهنده مطابق با نیاز بازار و صنعت دانشجویان و دانش‌پذیران خود را آموزش دهند. وی ادامه داد: تدوین نظام آموزش های کاربردی و اصلاح سرفصل های دروس و همچنین به کارگیری تکنیک های نوین برای یادگیری مهمترین راهکارهای این بخش برای اصلاح ساختار نظام آموزشی کشور است.

نقش جوانان در ساختار قدرت

 

آرکلگ در کتاب چهارچوب هاي قدرت، در تبارشناسي مفهوم قدرت دو نوع خط سير «استمرار» و «عدم استمرار» را ذکر کرده است. خط سير نخست با هابز آغاز و با لوکس پايان مي پذيرد. خط سير دوم با گسست معرفت شناسي ميشل فوکو آغاز و در گفتمان هاي فرا-مدرنيست ها و فرا ساختارگرايان ادامه مي يابد. در کنار اين دو گونه خط سير تبارشناسي مفهوم قدرت، دو گونه برداشت نيز از قدرت وجود داشته است. يکي از اين برداشتها ، ايده قدرت به عنوان يک پديده صرفا کمي است . در اين معنا قدرت چيزي بيش از نوعي توانايي کلي و عمومي براي کنش نيست . برداشت پيچيده تر دوم ، قدرت را نه تنها شامل توانايي کنش بلکه داراي حق کنش مي داند و چنين توانايي و حقي را متکي به رضايت کساني مي داند که قدرت بر آنها اعمال مي شود. برداشت از قدرت به عنوان توانايي صرف حکايت از آن دارد که بين کساني که قدرت را براي اهداف خود به کار مي گيرند با کساني که متاثر از تبعات و نتايج  آن هستند رابطه اي نا برابر وجود دارد. به اين معنا قدرت مي تواند به عنوان ابزار سلطه به کار گرفته شود.

با توجه به همين برداشت دوم از قدرت مي توان نقش جوانان را در ساختار قدرت مورد بررسي قرار داد. مهمترين سوال اين است که آيا جوانان در بازي هاي قدرت سهم دارد؟ نسبت جوانان با ابزار هاي قدرت و منابع قدرت چگونه است؟

ضرورت بررسي اين موضوع از دو مسئله ناشي مي شود. اول؛ از سال ۲۰۰۱ ميلادي به اين سو، افغانستان قانون اساسي را به وجود آورد که بر اساس آن نظام سياسي دموکراتيک شکل گرفت و ساختار قدرت دموکراتيک شد. دموکراتيک شدن قدرت به معني نگاه دوم(حق و مشروعيت) به قدرت است. بنابراين مي توان نقش جوانان در بازي هاي قدرت و نسبت جوانان با ابزار ها و منابع قدرت را مورد بررسي قرار داد. دوم؛ ‏در ادبيات توسعه و نوسازي، افغانستان جزء کشور هاي توسعه نيافته محسوب مي شود. افغانستان اما، از سال ۲۰۰۱ ميلادي به اين سو وارد چرخه توسعه و نوسازي شده است. در توسعه يافتگي کشور ها، نيروي انساني نقش برجسته دارد. نقش مثبت جوانان در بازي هاي سياسي و ساختار قدرت مي تواند منجر به دگرگوني مثبت و جهت دادن نيرو هاي به توسعه يافتگي کشور گردد. بنابراين از اين زاويه نيز جوانان مي تواند نقش مثبت در دگرگوني بازي نمايد.‏ در اين نوشتار تلاش مي شود نقش جوانان در ساختار قدرت را به بررسي بگيرد.‏با وجود دموکراتيک شدن نظام سياسي ما اما؛ نوع نگاه ما به قدرت بيشتر نگاه سنتي است. قدرت بيشتر به عنوان توانايي درک مي گردد.‏اين مسئله را مي توان در ادارات و تصميم گيري هاي کلان سياسي مشاهده نمود. مردم افغانستان به صورت کلان و جوانان به صورت خاص در مناسبات قدرت غائب است. اگر چه در تعاملات انتخاباتي جوانان فعاليت هاي گسترده دارد اما واقعيت اين است که جوانان به عنوان چوب سوخت مورد استفاده قرار مي گيرد و بعد از پيروزي جوانان به مغاک فراموشي سپرده مي شود. در انتخابات قبلي نيز کانديدان تا حدودي بر نقش جوانان و دادن جايگاه مناسب به جوانان وعده داده بود اما بعد از پيروزي جوانان نه تنها جايگاهي در مناسبات قدرت نيافتند بلکه جوانان به مغاک فراموشي سپرده شدند و جوانان همچنان به عنوان قشري با بيشتر آماري بيکار باقي ماندند.‏

در ادارات دولتي افراد با صلاحيت جوانان نمي باشد بلکه افراد کهن سالي است که توانايي کار هشت ساعته را ندارند. افرادي که بايد تقاعد کند و در خانه بنشيند در ادارات دولتي جاي را اشتغال نموده است و دولت و نخبگان سياسي که در زمان انتخابات قول به بهبود وضعيت جوانان و اشتغال زايي آن ها داده بود، نکرده است. در تصميم گيري هاي کلان نيز، جوانان به عنوان ابزارهاي دست يابي به قدرت استفاده مي شود اما هيچ گاه به آن ها سهمي در تصميم گيري هاي کلان داده نمي شود. به عنوان نمونه اجلاس سران دراني در مورد کانديدان اين قوم بيانگر اين است که در حقيقت سران قبايل و نخبگان سياسي بازيگر اصلي قدرت مي باشد.‏

جوانان به منابع قدرت نيز دسترسي ندارد. منابع قدرت رسانه و ثروت و برخي منابع ديگر مي باشد که جوانان فاقد آن ها مي باشد زيرا فرصت ها و زمينه هاي رشد جوانان براي ثروتمند شدن کمتر ديده مي شود. دولت هيچ نهاد و يا بانکي ندارد که به جوانان کمک کند تا جوانان با استفاده از آن بتواند صاحب کار و در نهايت ثروت و … شود. منابع قدرت به دست نخبگان سياسي و سران قبايل است. بنابراين مي توان گفت که جوانان با منابع قدرت بيگانه است. جوانان اما،‌ داراي آگاهي و دانش است که بازي هاي سياسي را درک مي کند و در سال هاي اخير وارد بازي سياسي شده است. اما از آنجايي که بازي سياسي وابسته به داشتن منابع قدرت است و جوانان فاقد آن مي باشد موفقيت جوانان در بازي هاي سياسي کمتر است.‏

حال اين سوال مطرح مي شود که مشکل ما چيست؟ پاسخ به اين سوال بدون شک سخت است. اما مي توان به چند مسئله عمده و اساسي اشاره کرد. اول؛‌ درست است که به لحاظ صوري ساختار قدرت دموکراتيک شده است اما ماهيت سياست و قدرت شخصي و قبيله اي است. به عبارت ديگر، بازي سياسي به منظور بهينه سازي و حفظ منافع شخصي و در نهايت قبيله اي و قومي است. بنابراين مي توان گفت که شخصي و قبيله اي بودن ماهيت سياست و قدرت باعث شده است که نخبگان سياسي بيش از آن که به نيروي انساني جوان براي ايجاد دگرگوني و توسعه يافتگي فکر کند بيشتر به منافع شخصي خود فکر مي کند.‏ اولين و اساسي ترين مشکل فراروي جوانان ماهيت شخصي و قبيله اي سياست در افغانستان است.‏

دوم؛‌ دومين مشکل عدم تفکيک ساختار ها است. اين مسئله باعث مي شود که نهاد هاي مختلف نقش هاي تعريف شده نداشته باشد و نتواند به صورت اساسي و جدي کارکرد داشته باشد. تفکيک ساختار ها باعث روشن شدن نقش ها و بيشتر شدن و تخصصي شدن نقش ها مي شود. تعامل ميان نهاد ها بيشتر مي شود. در آن صورت جوانان به عنوان نيروي انساني فرهيخته جايگاه خود را پيدا مي کند. در افغانستان نهاد هاي مختلف داراي کارکرد هاي مشابه هم بوده و بيشتر شان نقش واحدي را بازي مي کند.‏

سوم؛ مسئله ديگر اين است که در ميان نخبگان افغانستان کسي دغدغه ترقي، توسعه يافتگي و پيشرفت را ندارد. نخبگان سياسي وسايل رفاهي را به دست آورده است و دنبال دگرگوني در زندگي شخصي خود نمي باشد. به همين خاطر انگيزه تغيير در جامعه را ندارد. وقتي انگيزه تغيير و دگرگوني در جامعه نباشد نيروي انساني نيز به درد بخور نيست. بنابراين مي توان گفت که بي انگيزگي و عدم توجه به وضعيت کنوني ما باعث شده است که ما هيچ گاه دغدغه دگرگوني نداشته باشيم.‏

 

 

 

منبع: http://mehrmihan.ir/the-role-of-youth-in-national-development/

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

a b