نقش اعتبارات در اقتصاد ایران
header
آموزش کف پوش سه بعدی

نقش اعتبارات در اقتصاد ایران

the-role-of-credit-in-the-economy

استفاده بهينه از منابع و امكانات موجود به منظور بر آورده ساختن نيازها و خواسته هاي بشري، از جمله افزايش توليد، درآمد، اشتغال، رفاه جامعه و…جزو مهمترين هدفهاي توسعه هر كشور محسوب مي شود. براي اين منظور معمولا سعي مي شود تا با به كار گيري سياستها ابزارهاي اجرايي گوناگون در برنامه هاي توسعه به اين هدف دست يافت.در اينزمينه سياستهاي پولي و اعتباري جايگاه ويژه اي دارد و اقتصاد دانان توسعه وجود نظام پولي و اعتباري مناسب را رمز موفقيت برنامه هاي توسعه مي دانند.استفاده از اعتبارات خواه در سرمايه گذاري جديد و خواه در تامين سرمايه در گردش، منجر به افزايش توليد مي شود و از اين رو مي تواند در اشتغالزايي بخش تاثير داشته باشد.
از طرفي شواهد و
قراين موجود حاكي از آن است كه در روند رشد و توسعه معمولا اشتغال در بخش كشاورزي به دلايل مختلف از جمله سرمايه بر شدن توليد و استفاده از فناوريهاي جديد روند كاهشي داشته، در حالي كه در دو بخش ديگر يعني صنعت و خدمات ين روند افزايشي بوده است. در اين مقاله نشان داده مي شود كه در بخش كشاورزي ايران از همه امكانات موجود استفاده بهينه نشده است و بنابراين به نظر مي رسد كه فرصتهاي اشتغالزايي در اين بخش وجود داشته باشد.
با اين نگرش به بخش كشاورزي و استفاده از آمارهاي سري زماني
 ۱۳۴۹تا ۱۳۷۹ و مدلهاي اقتصاد سنجي به بررسي اين موضوع پرداخته شد و نتايج نشان داد كه اعتبارات بانك كشاورزي در كوتاه مدت بر اشتغال و در دراز مدت بر سرمايه گذاري تاثير مثبت داشته است. بنابراين، حداقل در كوتاه مدت مي توان با به كار گيري نظام اعتباري مناسب باعث توسعه فرصتهاي شغلي در اين بخش شد.

محمد طبیبیان

۱۴ ارديبهشت ١٣٩٤

این مقاله در دومین کنفرانس ایکوبیگ (صنعت بانکداری و اقتصاد جهانی) در شهریور ماه ۱۳۹۳ ارائه شده و با توجه به مباحث موجود در مورد سیاست پولی در کشور با اجازه دبیرخانه همایش در اینجا ارانه می شود. نسخه پی دی اف مقاله از بخش پایانی چکیده قابل بار برداری است.

 

 چکیده

 

هر گاه صحبت از نقش نظام بانكي در تامين منابع بخش های توليدی مي شود معمولا تصور متعارف اين است كه بانك ها منابع بي حد وحسابي را در اختيار دارند و مي توانند مشكلات بنگاهاي اقتصادي را از طریق تامین اعتبار ارزان قیمت مرتفع نمايند. رویکرد مزبور یک برچسب یا تابلوی رایج نیز به دست آورده که ” ضرورت رفع مشکل کمبود نقدینگی بخش تولید ” است. اين تصور که مشکلی به نام کمبود نقدینگی بخش تولید وجود دارد و راه حل آن نیز تامین اعتبارات ارزان قیمت سیستم بانکی است، نه تنها در سطح جامعه بلكه در بين دولتمردان نيز رواج داشته و به همين دليل نيز از طريق تصميم هاي سياسي طی ده ها سال پیگیری و اعمال شده است. علیرغم اينكه اجرائی کردن این تصور سبب تزریق منابع بانکی طی ده ها سال و افزايش مانده اعتبارت بانك ها به صورت مستمر شده، ليكن با توجه به شواهد آماری تاثير اين شیوه بر رفع مشكلات بنگاهاي اقتصادي نيز قابل ترديد است. در این مقاله سعی می شود دلائل این عدم توفیق بررسی شود. نکته قابل توجه این است که مسئله ای که تحت عنوان کمبود نقدینگی در بخش تولید رایج شده، در واقع یک مسئله نبوده و چند گروه از مسئال مختلف و با ریشه های متنوع است. در این گزارش ابتدا سعی می شود به این پرسش پاسخ داده شود که آیا با توجه به روند متغییر های پولی می توان نتیجه گرفت که در واقع  نظام بانکی در تزریق منابع اعتباری به اقتصاد کشور دچار کوتاهی بوده است ؟ این مطلب در بخش دوم گزارش مورد توجه قرار می گیرد.

مسئله کمبود نقدینگی بخش ها در درجه نخست ناشی از ضعف ورودی نقدینگی به بخش ها به صورت جریان درآمدی مستمر و قابل اتکاء ناشی از فعالیت تولیدی و اقتصادی بنگاه ها است، یا به زبان دیگر ضعف ناشی از شرایط عمومی کار کرد بنگاه های اقتصادی.  عامل اصلی کمبود نقدینگی آن ها است. ضروری است توجه داشته باشیم که که نظام بانکی یک جزء از کل نظام اقتصادی است و جدا از ویژگی ها و ظرفیت های در آمد زائی دیگر بخش های اقتصاد کشور، نمی تواند کارکرد موثری داشته باشد. بخش های تولیدی با مشکلات مدیریتی، عدم دسترسی به بازار های جهانی، عدم تعادل در بازار های داخلی، رقابت غیر منصفانه با واردات، مشکلات ابهام در حقوق مالکیت، مشکلات مربوط به قوانین، و مشکلات نیروی انسانی روبرو هستند. مجموع شرایطی که بنگاه ها با آن رو برو هستند تحت عنوان ضعف شایانی یا شایستگی برای جذب اعتبار مطرح می شود.  به این معنی که  مادام که از طریق حل مشکلات مختلف جریان پایدار و سالم بلند مدت از درآمد و سود برای بخش های تولیدی قابل تصور نباشد، تزریق منبابع بانکی به جز ایجاد مشکلات جدید تصاعدی در زمان های بعد، برای بنگاه ها و بانک ها، نتایج دیگری نخواهد داشت. این مطلب در بخش سوم گزارش مورد توجه قرار می گیرد. در چنین شرایطی تزریق منابع بانکی ممکن است به حل مشکلات آنی صاحبان، مدیران و کار کنان این بخش ها کمک کند، لیکن به حل مشکل بنگاه ها کمکی نمی کند و بلکه به تدریج مشکلات انباشت بدهی ها را به همراه خواهد داشت. در این مقاله از طریق بررسی جزئیات برخی آمار های موجود سعی می شود ابعاد مسائل بخش تولید مورد بررسی قرار گیرد.

سیستم بانکی نیز خود از بنگاه هائی تشکیل شده که از گرفتاری های سایر افراد حقوقی، مانند تخلیه منابع و ریسک های تحمیلی ناشی از محیط اقتصادی پیرامونی در رنج هستند.  مازاد بر آن فشار های مضاعفی بر سیستم بانکی برای حل مشکلات دیگر بنگاه ها وارد می شده که ساختار نا مناسبی را در شرایط مالی سیستم بانکی ایجاد کرده است. برای مثال معوقه های انباشت شده از یک طرف ادامه کار با مشتریانی که چندان خوش حساب نبوده اند را اجتناب ناپذیر نموده و از طرف دیگر منابع آزاد ناچیزی را برای بانک ها باقی گذاشته تا به مدد آن برای سایر فعالیت های اقتصادی اعتبار فراهم نمایند. به زبان دیگر بانک ها با ریسک های مختلفی در فعالیت های خود روبرو بوده اند که نحوه اریابی این ریسک ها و تخصیص آن پیوسته نا مشخص باقیمانده است. خصوصاً چگونگی پوشش ریسک های ناشی از اعتبارات تکلیفی و چگونگی جبران این هزینه ها پیوسته مورد چشم پوشی قرار داشته است. این مطلب در بخش چهارم مورد توجه قرار گرفته است.

 طبعآ سیستم بانکی می تواند به عنوان یک محور رفع مشکلات اقتصادی مورد توجه باشد. لیکن این امر ضرورتاً نیازمند یک برنامه چند وجهی است که در آن رفع مشکلات نظام بانکی و قدرت آفرینی در بانک ها، همراه با رفع مشکلات دیگر بخشهای اقتصادی و قدرت آفرینی در واحد های تولیدی نیز به عنوان اجزاء جدا نشدنی مراحل کار مورد توجه قرار گیرد

 

نقش اعتبارات خرد در توسعه کارآفرینی

the-role-of-credit-in-the-economy
امروزه اکثر مردم کشورهای در حال توسعه از دسترسی به خدمات مالی چه در قالب تسهیلات و یا پس‌انداز محروم هستند و این پدیده موجب گرفتار شدن آنها در گرداب فقر گردیده است. به عبارت دیگر وقتی منابع مالی کافی برای سرمایه‌گذاری وجود نداشته باشد، نتیجه آن در قالب کاهش بهره‌وری تولید بروز می‌کند. در چنین شرایطی درآمد سرانه کاهش یافته و لذا پس‌انداز داخلی نیز افت پیدا می‌کند که در نتیجه مجدداً دور جدیدی از افت بهره‌وری تولید هویدا می‌شود.
عدم دسترسی کارآفرینان به نهادهای مالی در کشورهای در حال توسعه از طرف دیگر موجب محدود شدن شکل‌گیری کسب و کارهای جدید می‌شود که نتیجه آن در قالب‌ کاهش رشد اقتصادی بروز می‌کند. بدین ترتیب به‌نظر می‌رسد اعتبارات خرد راهی برای توانمندسازی فقرا است. هم‌چنین راهکاری مؤثر برای غلبه بر مشکلات فرایند توسعه اقتصادی که پیش روی کشورهای در حال توسعه قرار دارد، است.
با این حال متأسفانه موانع زیادی وجود دارد که نقش اعتبارات خرد و یا قابلیت کارآفرینی (Entreprencurship) و یا پایداری آن (Sutainability) را محدود می‌سازد.
به نظر می‌‌رسد برای بررسی دقیق‌تر این موضوع لازم است به دو سئوال اساسی پاسخ گفته شود. اول این‌که: میزان تأثیر اعتبارات خرد در توسعه کارآفرینی در کشورهای در حال توسعه چه‌قدر است؟ و آیا این فرایندها از نظر اقتصادی و محیطی پایدار هستند؟ دوم این‌که: مطالعات موردی در کشورهای در حال توسعه تا چه حد تأثیر این فرایندها را در کاهش فقر تأیید می‌کند؟
روشن است که بدون داشتن معیاری مشخص، سنجش فرایند توسعه وجود ندارد. براساس تعریف توسعه مایکل تودارو گفته می‌شود که توسعه، فرایندی است که منجر به بهبود کیفیت زندگی می‌شود و جنبه‌های مختلف آن در قالب افزایش درآمد، افزایش مصرف و ارتقاء کرامت انسانی و در نهایت بهبود مردم سالاری تجلی پیدا می‌کند.
هم‌چنین براساس تعریفی که مارگریت رانیرن ارائه می‌دهد، می‌توان مراحل فرایند توسعه را مورد شناسائی قرار داد گفته می‌شود اولین کاری که فقرا پس از افزایش درآمد انجام می‌دهند این است که وضعیت تغذیه خود را بهبود دهند و بچه‌های خود را به مدرسه بفرستند.
از طرف دیگر همان‌طوری که محمد یونس ذکر می‌کند: اگر قرار باشد فقط یک راه برای غلبه بر فقر را برشمرد، حتماً باید از راه حل اعتبارات خرد به فقرا نام برد. چراکه پول یعنی قدرت.
براساس آمار IFC امروزه بیش از ۵۰۰ میلیون نفر از افراد فقیر در سراسر دنیا با استفاده از اعتبارات خرد به اداره بنگاه اقتصادی به‌صورتی سودآور مشغول هستند. به نظر اینها مهمترین مانع برای رشد کسب و کار همانا کمبود اعتبار است.
بنابراین روشن است که ارائه خدمات مالی به طبقات فقیر می‌تواند به‌عنوان راهی برای توسعه اقتصادی این نوع خانوارها و در نتیجه افزایش درآمد و دارائی و خوداتکائی آنان باشد. خوشبختانه امروزه نهادهای مالی در سراسر دنیا راهکارهای متنوعی را برای دادن اعتبارات خرد به متقاضیان خود یافته‌اند، راه‌هائی که در عین حال پایدار نیز هستند. به عبارت دیگر سودآوری بنگاه به گونه‌ای است که نه تنها امکان پرداخت اقساط وام را فراهم می‌کند، بلکه شکل‌گیری پس‌انداز را نیز میسر می‌کند.
چالش اصلی در این رابطه توسعه ظرفیت مالی است تا بتواند پاسخگوی تقاضاهای بی‌شمار در این زمینه باشد.
اعتبارات خرد باید به‌صورتی پایدار مورد استفاده بنگاه‌های کوچک و متوسط قرار گیرند. منظور از پایداری هم پایداری اقتصادی است که بنگاه کوچک و متوسط، با سودآوری مناسب امکان بازپرداخت وام خود را پیدا کند. این پدیده باعث خواهد شد که نهادهای مالی نیز بتوانند در جهت دادن اعتبارات جدید به متقاضیان فعالیت کنند. هم‌چنین منظور از پایداری محیطی نیز این است که کارکرد بنگاه استفاده کننده از اعتبارات خرد به گونه‌ای باشد که به محیط زیست خود آسیب نزند.
مروری بر تجارب موفق استفاده از اعتبارات خرد در کشورهای در حال توسعه از جمله جمهوری اسلامی ایران حاکی از آن است که هر قدر دانش کارآفرینی بیشتر باشد، تحقق اهداف اعتبارات خرد را در ارتباط با فقر زدائی بیشتر خواهد بود. بنابراین مطالعه موانع کارآفرینی در کشورهای در حال توسعه نیز به همان اندازه یافتن منابع بیشتر اعتبارات مالی خرد اهمیت دارد.
از جمله این موانع این است که با عدم شکل‌گیری بازار سرمایه، امکان پاسخگوئی به تقاضاهای بی‌شمار اعتبارات خرد وجود ندارد.
مشکل بعدی کشورهای در حال توسعه در ارتباط با کارآفرینی، نبود زیربناهای کافی است به طوری‌که در بسیاری از موارد رسانیدن محصول جدید تولیدی به بازار با موانعی روبه‌رو می‌شود.
از دیگر موانع کشورهای در حال توسعه، مشکلات اجتماعی و فرهنگی است و دیدگاه‌هائی در این جوامع وجود دارد که به‌طور کلی فعالیت اقتصادی و کسب سودآوری و رفاه را در تعارض با باورهای اجتماعی و فرهنگی تلقی می‌کند و مشکل دیگر کشورهای در حال توسعه در ارتباط با کارآفرینی، بی‌ثباتی‌های اقتصادی و سیاسی است که مانع ایجاد کسب و کار جدید می‌شود.
بنابراین با توجه به مشکلات گفته شده، دولت‌ها در کشورهای در حال توسعه می‌توانند نقش مهمی در توسعه کمی و کیفی کارآفرینی داشته باشند و تشکیل مؤسسات آموزشی برای ارتقاء دانش کسب و کار و نحوه مطلوب اداره بنگاه‌های کوچک یکی از این موارد است.
خوشبختانه در جمهوری اسلامی ایران تجربه‌ای بسیار غنی در ارتباط با اعتبارات خرد وجود دارد. تأسیس صندوق‌های قرض‌الحسنه با هداف پرداخت به نیازمندان، فعالیت‌ صندوق تعاون کشور با هدف کمک به کارآفرینی در میان تعاونی‌ها، هم‌چنین تشکیل صندوق اشتغال در کمیته امداد امام و تشکیل صندوق اعتبارات خرد روستائی در وزارت جهاد کشاورزی و در نهایت سیاست‌های جدید بانک کشاورزی در رابطه با اعتبارات خرد نمونه‌ای از آن است.
آمارهای رسمی بیانگر آن است که در حال حاضر حدود ۶۰۰۰ صندوق قرض‌الحسنه خصوصی در کشور فعال هستند. محور اصلی فعالیت صندوق‌های قرض‌الحسنه ارائه اعتبارات خرد، بدون سود و صرفاً براساس کارمزد کم به متقاضیان است که عمدتاً با هدف کارگشائی و کارآفرینی صورت می‌گیرد. این صندوق‌ها در سطح ملی، استانی، شهری و محله‌ای فعالیت می‌کنند.
صندوق اشتغال نیازمندان کمیته امداد نیز در سال‌های اخیر، فعالیت‌های خوبی در جهت توسعه فرهنگ اعتبارات خرد در کشور انجام داده است.
هم‌چنین صندوق اشتغال کمیته امداد یکی از زیرمجموعه‌های کمیته امداد اما است که یک مؤسسه خیریه ملی است که با هدف تحت پوشش قرار دادن فقرا در کشور ایجاد شده است. در مواردی که فقرا تحت پوشش قرار گرفته قادر به انجام کار هستند، صندوق اشتغال سعی می‌کند با دادن وام به آنها عملاً آنها را وارد چرخه تولید نماید. پس از این‌که درآمد بنگاه جدید ایجاد شده از محل وام صندوق اشتغال به حدی رسید که دیگر نیازی به کمک بلاعوض کمیته امداد نباشد، در این صورت آن خانوار فقیر از پوشش حمایتی خارج می‌شود.
خوشبختانه در سال‌های اخیر صندوق ایجاد اشتغال کمیته امداد توانسته با ایجاد ۳۵۰ هزار فرصت شغلی جدید، کمک خوبی به ارتقاء کارآفرینی کند به‌طوری که هم اکنون ۱۱۵ هزار از این خانوارها با افزایش درآمد خود از زیر پوشش بودن کمیته خارج شده‌اند.
منبع : http://mehrmihan.ir/the-role-of-credit-in-the-economy/
این مطلب را به اشتراک بگذارید :

a b