متن استعفا نامه از انجمن اسلامی
header
آموزش کف پوش سه بعدی

متن استعفا نامه از انجمن اسلامی

یکی از اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه علامه طباطبایی در اعتراض به روند ناصحیح این تشکل و دخالت نهادهای بیرونی در تصمیمات این مجموعه دانشجویی نامه استعفای خود را تقدیم شورای مرکزی کرده است. سایت پویش تاکید می کند که مطالب نوشته شده در این استعفا نامه لزوما دیدگاه تحریریه پویش نیست.

متن کامل نامه استعفای این فعال دانشجویی به شرح زیر است:

اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی علامه طباطبایی

عرض سلام و احترام

به استحضار می رسانم این جانب رامین بنام به دلایلی که در ادامه خواهند آمد استعفای خود را از عضویت شورای مرکزی اعلام می دارم.

رکن و پایه اصلی هر تشکل دانشجویی، حضور و حمایت دانشجویان آن دانشگاه و استقلال آن تشکل است. بدون حضور و حمایت دانشجویان، آن تشکل هویتی نخواهد داشت و بدون استقلال شخصیتی نخواهد داشت.

متاسفانه انجمن اسلامی این دوره از این حمایت و حضور بی نصیب است و مقبولیتی نزد دانشجویان ندارد. دلایل این عدم مقبولیت فراوان است که در وقت و زمان مناسب باید به آن پرداخت. آن چه که در حال حاضر مورد نظر من است و مهمتر هم هست واکنش و دیدگاه اعضای شورای مرکزی به این عدم مقبولیت است. تمامی اظهار نظرها، تصمیمات، و برنامه ریزی های شورا در این یکی دو ماهه شروع به کار با علم به این عدم مقبولیت بود ولی هیچ تاثیری بر روی اعضای شورای مرکزی نداشت و پشیزی هم برای رأی و نظر دانشجویان ارزشی قائل نبودند. نه تنها برای تغییر نظر دانشجویان اقدامی صورت نگرفت بلکه خود شورا هم روز به روز به این فاصله و گسست بین انجمن و دانشجویان بیشتر دامن می زد و افراد بیشتری را از این تشکل می راند! شاید حق داشته باشید، چرا که حضور خود را وام دار همین دانشجویان نمی دانید بلکه افراد و نهادهای دیگری واسطه حضور شما در این نهاد مقدس دانشجویی شدند و الان هم خود را متعهد می دانید که مجری منویات همان افراد و نهادها باشید. به همین دلیل بود که دبیر سیاسی منصوب شده از راه نرسیده با ذوق زدگی وصف ناشدنی مصاحبه ای کرده و تقریبا تمامی فعالین دانشگاه و به صورت مستقیم و روشن کسانی که به ناحق رد صلاحیت شده بودند را منسوب به جریان افراطی برانداز خواند و دبیر محترم شورای مرکزی به جای ایجاد آرامش و دور کردن شورا از فضای ملتهب چندماه معلق بودن تایید انتخابات در قبال این توهین سکوت کرده و حتی در جلسات خصوصی شورا این صحبت و توهین دبیر سیاسی را تایید کرده و زبان به انتقاد از دانشجویانی که به آن ها توهین شده گشودند که چرا آن ها واکنش نشان دادند؟!!

دبیر سیاسی در همان مصاحبه و دیگر اعضای شورا در جاهای مختلف دیگری ادعا کردند که اصلاح طلب هستند و برای ایجاد تحول آمدند. پس از تغییر در شرایط کشور و جان گرفتن دوباره تفکر اصلاح طلبی در کشور و دانشگاه فضا ایجاب می کرد و می کند که جهت آرام نگه داشتن دانشجویان و شانتاژ رسانه ای شورای مرکزی شعار اصلاح طلبی و تحول خواهی سر بدهد. اما تا کجا و تا کی می توان حرف زد و ادعا کرد؟ اصلاح طلبی و تحول خواهی که در حرف و شعار نیست! کدام اقدام، تصمیم و عمل شورای مرکزی نشانه اصلاح طلبی و تحول خواهی است؟!

تصمیمات و اقدامات این شورا در دو ماهه مابین برگزاری و تایید انتخابات که معاونت فرهنگی جدید دنبال راه حل مورد توافق دو طرف شورای منتخب و معترضین برای برون رفت از بحران بود؟ مصاحبه های اعضای شورای مرکزی؟ پیشنهادات و راهکارهای مختلف مطرح شده در جلسات شورای مرکزی؟ انتخاب دبیر دانشکده هایی که با شورای مرکزی حاضر به همکاری هستند؟ یا نکند ادعا دارید خروج از دفتر تحکیم نشانه ی تحول خواهی شماست؟ شاید دانشجویان و کسانی که بیرون از شورای مرکزی باشند اصل قضیه خروج را ندانند اما من که از همه ی شرایط، تصمیمات و اقدامات صورت گرفته شما آگاهم! اعلام خروج از دفتر تحکیم نه تنها نشان دهنده ی تحول خواهی و اصلاح طلبی شما نیست بلکه اثبات کننده این است که شرایط و فضای فکری این دوره ی شورای مرکزی با دوره های گذشته تفاوتی ندارد و هیچ تغییری نکرده است!

در رابطه با تغییر اساس نامه هم در همین حد بسنده می کنم که تنها امیدم این است که کارشناسان معاونت فرهنگی و شخص دکتر ذکیانی اجازه تغییر اساس نامه را به شما ندهند که اگر این اتفاق بیفتد وای به حال انجمن اسلامی!

 

آن چه از شورای مرکزی در این چند ماهه دستگیرم شد این است که فضای فکری شورای این دوره با دوره های گذشته که همانا خواستار سکوت و رخوت مطلق از طرف انجمن بودند نه تنها تفاوتی ندارد بلکه به مراتب بدتر هم هست چرا که در دوره های گذشته اعضای شورای مرکزی لااقل انکار نمی کردند که با این هدف آمدند اما شما با داشتن همان نگرش ادعای اصلاح طلبی می کنید که با این کار هم چهره ی انجمن اسلامی و هم اسم اصلاح طلبی مخدوش خواهد شد و هم شرایط برای فعالیت دیگر دانشجویان دغدغه مند در این فضای بسته ناممکن تر!

اعضای شورای مرکزی؛ با دروغ، فریب، خیانت و دخالت غیر اخلاقی افراد و نهادهای مرتبط و غیر مرتبط با انجمن به قدرت رسیدید، با دروغ و ریاکاری شروع کردید و ادامه دادید اما نخواهید توانست تا آخر این شرایط را ادامه دهید!

اعضای محترم شورای مرکزی انجمن علامه؛  با استعفای من موافقت کنید تا با خیال راحت و آسودگی خاطر برای رنگ و لعاب دادن به اقداماتتان مجمع  عمومی را  با ده دوازده نفر از دوستان و اطرافیانتان برگزار و مثلا تصمیماتتان  را تایید کنند!

با استعفای من موافقت کنید تا هرکس را که می خواهید بدون در نظر داشتن صلاحیتش به عنوان دبیر دانشکده انتخاب کنید!

با استعفای من موافقت کنید تا با خیال راحت مصاحبه کنید و با تحریف واقعیت دروغ بگویید و کسی پیگیر اصل قضیه نباشد!

در یک کلام با استعفای من موافقت کنید تا دیگر مزاحمی جهت پیشبرد اهداف و خواسته های نهاد و افرادی که همه کاره ی انجمن بودند و هستند نداشته باشید و شما هم به منافع شخصی خود برسید!

نهادها و افراد قدرتمندی که در چند سال گذشته شرایط و فضای تشکل های دانشجویی بالاخص انجمن اسلامی را به سمتی بردند که نبودشان بهتر از بودشان بود. انجمن اسلامی به چنان انحطاطی گرفتار آمده بود که همه ی فعالین عرصه ی سیاسی اجتماعی آرزوی منحل شدن انجمن را داشتند. با ایجاد امید و نشاط در کشور و دانشگاه، دانشجویان و فعالین امید به تغییر شرایط انجمن هم داشتند اما همان نهادها و افراد قدرتمند خیلی زود این امید را کمرنگ و کور کردند، غافل از اینکه با اراده و خواست دانشجویان این فضا به زودی تغییر خواهد کرد و تشکل های اصیل دانشجویی دوباره به دست خود دانشجویان خواهند افتاد و تشت رسوایی خائنین به دانشجو، دانشگاه، جامعه و مملکت از بام خواهد افتاد. باشد تا چنین شود!

اعضای محترم شورای مرکزی؛ انجمن اسلامی استقلال و پشتوانه ی دانشجویی ندارد و اتفاقا شما هم از این مسئله خرسندید اما برای من بسیار تلخ و ناگوار است و تشکل دانشجویی که استقلال و پشتوانه ی دانشجویی نداشته باشد هیچ ارزشی نداشته و ندارد پس دیگر این شورا جای من نخواهد بود.

 

ما هرگز نمی‌میریم‌
من‌ و تو با هزارانِ دگر
این‌ راه‌ را دنبال‌ می‌گیریم‌
از آن‌ ماست‌ پیروزی‌
از آن‌ ماست‌ فردا
با همه‌ شادی‌ و بهروزی‌
عزیزم‌
کار دنیا رو به‌ آبادی‌ست‌
و هر لاله‌ که‌ از خون‌ شهیدان‌ می‌دمد امروز
نوید روز آزادی‌ست‌.  (ه.الف. سایه)

رامین بنام

 

Image result for ‫متن استعفا نامه از انجمن اسلامی‬‎

بسم الله الرحمن الرحیم
جایی که در آن تنها نامی از عدالت باقی مانده است
گوشه ای از آنچه گذشت:
در تاریخ ۱۶ خرداد پس از انتخاب دبیر جنبش عدالتخواه جناب آقای کدیور، بنده به دلیل برخی از مشکلات متن استعفایی را به دبیر شورای عالی نظارت این تشکل، خانم فداکار، من باب عدم رضایت از وضع موجود و بی عدالتی هایی که در اتحادیه رواج یافته ارسال کردم و با صحبت های که بین بنده و ایشان صورت گرفت به ایشان اعتماد کرده و منتظر تشکیل جلسه شورای عالی نظارت شدم. خواسته ی بنده این بود که همان طور که دوستان از اسم بنده استفاده کرده اند و دبیری خود را رسانه ای کرده اند استعفای بنده را نیز در سایت رسمی اتحادیه انتشار دهند تا خدای ناکرده پس از اینکه بنده انتشار دادم موجب ناراحتی و نارضایتی دوستان نشود. ایشان هم بنده را به صبر توصیه کرده و گفتند در اسرع وقت جلسه را تشکیل می دهیم این اسرع وقت تقریبا یک ماه طول کشید و در تاریخ ۱۰ تیر ماه جلسه مذکور برگزار گردید نتیجه جلسه پذیرش استعفای بنده بود اما متاسفانه قبول نکردند که متن استعفا را در سایت اتحادیه انتشار دهند. و کار کردن خبر استعفا در سایت اتحادیه را منوط به آوردن فردی به جای بنده در شورا قلمداد کردند.
شاید این جمله شعار گونه را زیاد شنیده باشیم که عدالت به معنی قرار گیری هر چیز سر جای خودش است مجموعه ای که به اسم عدالت خواهی خود را در عرصه اجتماع مطرح می کرد و داعیه، عدالت خواهی و ظلم ستیزی داشت و چنان سخن می گفت که عزمش بر اینست تا در مقابل هر گونه بی عدالتی و ظلم از ریز تا درشت آن مقابله کند، متاسفانه امروز حتی از پیاده کردن عدالت در درون مجموعه خود نیز عاجز است.
اتفاقات اخیر رخ داده در جنبش و سکوت حدود ۵ ماهه بنده دلیلی بر این است که قصد نابودی و به اضمحلال بردن مجموعه را نداشته ام گرچه باید این را یادآوری کرد در مجموعه ای که ماندن در آن معطوف به تهمت زدن، بی دلیل و منطق انگ زدن و نسبت ناروا به اشخاص دادن (به صرف اینکه با سلایق سیاسی فردی نمی سازد ) می باشد طبیعی است که عدالت و عدالت خواهی از آن رخت بر خواهد بست. جایی که در آن اخلاق مفهوم نسبی پیدا می کند و به فراخور پیاده شدن سلایق سیاسی فرد تغییرات جدی پیدا می کند.
یکی دیگر از مشکلات مجموعه این است که بر خلاف اسم خود که جنبش عدالتخواه دانشجویی است متاسفانه نمی توان آن را دانشجویی دانست شرط دانشجویی بودن یک تشکل استقلال آن است، ورود برخی نهادهای حکومتی استقلال افراد مشغول فعالیت در مجموعه را مختل کرده است و اجازه پیاده کردن نظرات را به افراد نمی دهند (گرچه در این مجموعه نه در حد پیاده کردن بلکه در حد بیان و ابراز آنچه فرد فهم کرده از یک موضوع مقابله می شود) یکی دیگر از شروط دانشجویی بودن اجازه اشتباه کردن است (البته باید به این نکته اشاره کرد که هیچ عقل سلیمی مشورت گرفتن را بیهوده نمی داند و در مقابل مشورت گرفتن نمی ایستد که موجب پشیمانی شود اجازه اشتباه داشتن منافاتی با استفاده از نظرات دیگران نیست بلکه بر عکس اجازه اشتباه نداشتن به معنی عدم استقلال معنی می شود) شاید اگر مجموعه می توانست استقلال خود را داشته باشد و به معنای واقعی دانشجویی عمل می کرد بسیاری از مشکلات رخ داده برطرف می شد. نمونه عدم استقلال افراد در این تشکل، در همین اتفاقات اخیر بسیار واضح است که ذکر آن را به زمانی دیگر موکول می کنم.
عدم درک درست و یا شاید بهتر باشد بگویم عدم دغدغه کافی برای فهم مفهوم عدالت و عمل زدگی صرف برخی از تشکل های این مجموعه سبب شده است که هر چند کارهای عدالت خواهانه ای بعضا انجام می دهند اما جایگاه آن کار را و میزان تاثیر آن را متاسفانه درست درک نمی کنند همین عمل زدگی چماقی شده است بر سر مجموعه هایی که بعضا کمی تئوریک تر با مفهوم عدالت برخورد می کنند و برایشان فهم و درک ارج و قربی بیشتر از صرف عمل کردن دارد اما متاسفانه سر و صدای افراد عمل زده زیاد بوده و باقی را متهم به کم کاری و بعضا جریان اصیل عدالت خواهی نبودن می کنند. علاوه بر این عدم درک مشترک و واحد از مفهوم عدالت و هم چنین دغدغه های متفاوت در زیر مجموعه های این اتحادیه سبب شده است هر کدام برای خود، سازی جدا گانه بزنند و به دلیل همان عدم دانشجویی و عدم فضای آزادی بیان با چاشنی بی اخلاقی متاسفانه به زبان مشترکی نمی رسند و هر چه جلوتر می روند اختلافات گسترده تر و اشتراکات محو می شود.
دلیل ورود بنده به شورای مرکزی درک این مسائل بود و سعی بر برطرف کردن آن ها. اما متاسفانه اتفاقات رخ داده اخیر جنبش و هم چنین رای شورای عالی نظارت این تشکل مبنی بر ترکیب شورا که از نظر بنده مصداق بی عدالتی بود (ترکیب سه به سه ای که با فرض پذیرش اختلافات رخ داده در مجموعه یک نفر را از اتحادیه حذف کرده و دو تای دیگر را اضافه کردند) وهم چنین بدون بررسی اتفاقات رخ داده و سرپوش گذاشتن بر روی تمام مطالبی که درست و غلط آن نا معلوم ماند به بهانه ی حفظ جنبش (گرچه متاسفانه این را فراموش کرده اند که هیچ مجموعه ای با ظلم نمی ماند مخصوصا مجموعه ای که داعیه ی عدالت(!!) را دارد) همه چیز را خواستند تمام کنند حتی برخی از اعضای شورای عالی نظارت نیز از ریز جزییات رخ داده در این اتفاقات مطلع نبودند و یا حداقل نظرات بنده را در رابطه با آنچه رخ داده نشنیده اند که این خود مصداق یکطرفه به قاضی رفتن است. این شد که بنده استعفای خود را به صورت متن زیر خدمت دبیر شورای عالی نظارت جنبش ارسال کردم.
بسم الله الرحمن الرحیم
اینجانب امین حیدری متاسفانه با توجه به مشکلات رخ داده در اتحادیه جنبش عدالت خواه دانشجویی و عدم توانایی جهت حضور در جنبش استعفای خود را اعلام می دارم امیدوارم که دوستان بتوانند برای انقلاب اسلامی مثمره ثمر بوده و عدالت را آن طور که شایسته و در خور نامش هست خواهان باشند و بتوانند در جامعه کوچک جنبش عدالت خواه دانشجویی عدالت را برپا کنند.
یا حق

 

منبع : http://mehrmihan.ir/text-resignation-letter-of-the-islamic-association/

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

a b