خلاصه سريال supernatural - میهن مهر
header

مبلیما خرید مبل

خلاصه سريال supernatural

سوپرنچرال (به انگلیسی: Supernatural – به معنای فراطبیعی) یک مجموعهٔ تلویزیونی درام فراطبیعی ساخته شده توسط اریک کریپک است با بازیگری جرد پادالکی در نقش سم وینچستر، و جنسن اکلس در نقش دین وینچستر – برادرانی که در سراسر کشور آمریکا شیاطین و دیگر شکل‌هایی از موجودات ماوراطبیعی را شکار می‌کنند که اغلب مردم اعتقادی به وجود آن‌ها ندارند. داستان این مجموعهٔ تلویزیونی، وام گرفته‌شده ازفولکلور و افسانه‌های محلی، و بررسی پاگانیسم و اساطیر مسیحی است. شیاطین دشمنان اصلی شخصیت‌های اصلی سریال در سراسر این مجموعه را تشکیل می‌دهند.

این مجموعه توسط برادران وانر تولیدشده و تولیدکنندگان اجرایی فعلی این سریال ام‌سی‌جی، رابرت سینگر، جرمی کارور، فیل اسکریچیا، و آدام گلاس هستند.کیم منرز، تولیدکننده اجرایی سابق مجموعه، در طول تولید فصل چهارم سریال در اثر بیماری سرطان ریه درگذشت.

سریال، ابتدا کار خود را در ونکوور کانادا بر روی شبکهٔ دابلیو بی، که اکنون بخشی از شبکه تلویزیونی سی دابلیو است، آغاز کرد. قسمت اول مجموعه به نام آغاز در تاریخ ۱۳ سپتامبر ۲۰۰۵ پخش شد و میزان بینندگان این قسمت، در حدود ۵٫۶۷ میلیون نفر تخمین زده شد.با رتبه‌بندی‌ها و میانگین بینندگان بالای چهار قسمت اول فصل، دابلیو بی تصمیم گرفت که مجموعه را تا یک فصل کامل ادامه دهد. کریپک شخصاً مجموعه را برای سه فصل برنامه‌ریزی کرده بود اما بعد از آن تصمیم به انتشارش تا پنج فصل گرفت.

summary-supernatural-series

در ۱۳ فوریه سال ۲۰۱۴، سی‌دابلیو مجموعه را برای فصل دهم تمدید کرد. هم‌چنین تهیه‌کنندگان سریال، از قطعی شدن حضور میشا کالینز ومارک شپرد به‌عنوان بازیگران اصلی این فصل خبر دادند.این مجموعه در حال پخش فصل دهم آن است،و در ژانویه سال ۲۰۱۵۵ (میلادی)، سی دابلیو آن را برای فصل یازدهم تمدید کرد

فصل اول (۲۰۰۵–۲۰۰۶)

summary-supernatural-series

فصل اول با بازگشت به ۲۰ سال قبل و نمایش حمله یک شیطان به مری وینچستر (سامانتا اسمیت)، مادر سم (جرد پادالکی) و دین وینچستر(جنسن اکلس) و کشته شدن او آغاز می‌شود. پس از ۲۰ سال، پدرشان که از زمان مرگ همسرش به شکار موجودات شرور فراطبیعی مشغول شده، حین یک شکار گم شده است. دین، از سم کمک می‌خواهد ولی سم به علت مسائل قبلی با پدرش، نسبت به رفتن با دین بی میلی می‌کند. سرانجام سم برای کمک موافقت می‌کند و برادرها رهسپار می‌شوند. زمانی که به دنبال پدرشان می‌گشتند، جسیکا (آدریان پالیکی)، دوست دختر سم، طی حادثه‌ای ماوراطبیعی، مشابه حادثه‌ای که برای مادرشان اتفاق افتاد، کشته می‌شود. سم به‌خاطر ناتوانی در محافظت از او احساس گناه می‌کند؛ در نتیجه از دانشگاه رفتن منصرف می‌شود تا چیزی که دوست دخترش را کشته است را شکار کند.

در حین جستجو برای موجودی که جسیکا و مادرشان را کشته است، سم و دین به دنبال پدرشان می‌گردند و از طریق جنگ با شیطان‌های ماوراطبیعی به دیگران کمک می‌کنند. آن‌ها به همه جای آمریکا سفر می‌کنند و به تدریج شواهدی را می‌یابند، که باعث پیداشدن پدرشان می‌شود. پس از پیداکردن پدرشان، او به سم و دین می‌گوید که متوجه شده موجودی که آن‌ها به دنبالش هستند، شیطانی به‌نام ازازل (با نام مستعار شیطان چشم‌زرد) است که به دنبال هفت‌تیری مرموز می‌گردد، به‌نام کلت پاترسون که قادر به کشتن هرچیزی است. در انتهای این فصل و پس از شکست در کشتن ازازل، هر سه در یک حادثه رانندگی که مسبب آن شیطانی دیگر بوده است، به شدت زخمی می‌شوند.

فصل دوم (۲۰۰۶–۲۰۰۷)

summary-supernatural-series

پس از جریانات فصل اول، سم و پدرش، جان وینچستر (جفری دین مورگان)، از حادثه رانندگی آسیب‌های جزئی می‌بینند ولی دین در حال مرگ است. پدرش پس از احضار ازازل، در مقابل زندگی دین،هفت‌تیر و روحش را به شیطان واگذار می‌کند. در فصل دوم مشخص می‌شود که شیطان برای سم، نقشه‌های بزرگتری دارد. سم در شبی که مادرش مرد، توسط خون شیطان آلوده شده بود. به همین دلیل وی در بزرگ‌سالی دارای بعضی استعدادهای ذهنی است. هم‌چنین، شیطان این عمل را بر روی کودکان دیگری نیز انجام داده است و آن‌ها نیز دارای بعضی استعدادهای ذهنی هستند که وینچسترها در سرتاسر فصل آنان را ملاقات می‌کنند. برادران با دوستان جدیدی همانند بابی (جیم بیور)، اِلن (سامانتا فریس)، جو (الونا تال) و اَش (چاد لیندبرگ) در این فصل مواجه می‌شوند، که به آن‌ها در شکارهایشان کمک می‌کنند. در ادامه، ازازل تمام انسان‌های خاص را که دارای بعضی استعدادهای ذهنی هستند در شهری متروکه برای مبارزه، گرد هم می‌آورد، تا زمانیکه یک نفر باقی بماند. سم، توسط آخرین مردی که مقاوت کرده در دستان دین می‌میرد. پس از این اتفاق، دین روحش را برای زندگی با سم معاوضه می‌کند؛ در مقابل این‌که برای رفتن به جهنم یک سال زمان داشته باشد. در انتهای فصل، برادرها ازازل را می‌کشند ولی زمانیکه ازازل دری از جهنم (دروازه شیطان) را باز می‌کند، باعث آزادسازی صدها شیطان می‌شود، و در همین حال، پدرشان نیز از جهنم فرار می‌کند تا به مکانی بهتر برود.

فصل سوم (۲۰۰۷–۲۰۰۸)

فصل سوم برروی تلاش سم برای نجات دین از معامله، متمرکز شده است. طی داستان، آنها یک شیطان به نام روبی (کیتی کسیدی) را ملاقات می‌کنند که به سم علاقه‌مند و ادعا می‌کند که قادر به نجات دین است. هم‌چنین آنها با بلا تالبوت (لورن کوهن)، که یک دلال و فروشندهٔ اشیای سری است، ملاقات می‌کنند. برادرها سرانجام می‌فهمند که قرارداد دین در دست لیلیت (سیرا مک‌کورمک)، یک شیطان قدرتمند که خواهان مرگ دین است، قرار دارد. سم و روبی سرانجام در نجات دین ناموفق می‌مانند و دین توسط سگ‌های جهنمی کشته و به جهنم برده می‌شود.

فصل چهارم (۲۰۰۸–۲۰۰۹)

فصل چهارم با بیداری دین در یک قبر در جهنم و درحالی که گیج و سردرگم است، آغاز می‌شود. او توسط فرشته‌ای به‌نام کستیل (میشا کالینز) و به دستور خداوند، از جهنم نجات داده شده است. در طی چهار ماهی که دین مرده و در جهنم بوده است، سم به کمک روبی در توانایی‌هایش پیشرفت می‌کند. به‌زودی آشکار می‌شود که دین دوباره زنده شده است تا مانع نقشه لیلیت، برای شکستن ۶۶ قفلی که اجازه می‌دهد لوسیفر (مارک پلگرینو) بار دیگر رهایی یابد، شود. در انتهای فصل، سم لیلیت را می‌کشد و قتل او آخرین قفل است. هم‌چنین فرشته‌ها خواستار شکستن قفل‌ها هستند، زیرا باعث شکست لوسیفر در مقابل دین می‌شود و از این طریق، بهشت را بر روی زمین رهنمون می‌کنند. در ادامه، روبی فاش می‌کند که او سم را اداره کرده تا آن‌ها را ملاقات کنند و دین نیز در خون‌خواهی، روبی را می‌کشد. با کشته شدن لیلیت توسط سم و شکستن آخرین قفل، قفس لوسیفر اکنون باز شده و او از جهنم رهایی یافته است.

فصل پنجم (۲۰۰۹–۲۰۱۰)

summary-supernatural-series

فصل پنجم به جنگ برای توقف لوسیفر، که اکنون از جهنم رهایی یافته و به زمین آمده است و نجات جهان از آخرالزمان اختصاص دارد. سرتاسر فصل، سم و دین با فرشتگان و شیاطین می‌جنگند، چرا که سرنوشت آن‌ها اینطور مقدر شده است، که پوسته میکائیل و لوسیفر باشند. در هنگام ناتوانی برای شکست لوسیفر، حلقه‌هایی را از چهار اسب سوار آخرالزمان جمع‌آوری می‌کنند که در واقع کلید قفس لوسیفر در جهنم هستند. در تمام فصل سم، دین، کستیل و بابی با بحران‌هایی مواجه می‌شود که آن‌ها را تا مرز انصراف پیش می‌برد؛ ولی به‌خاطر پشتیبانی از یکدیگر، راه را تا به انتها طی می‌کنند. سم طی نقشه‌ای، به لوسیفر اجازه می‌دهد تا بدنش را تسخیر کند، تا بدین وسیله او میکائیل را در قبرستانی ملاقات کند تا مانع از وقوع نبرد آخرالزمان شود؛ ولی دین مانع این کار می‌شود و لوسیفر او را تا سرحد مرگ شکنجه می‌کند؛ اما در آخرین لحظه، سم بر بدن خودش مسلط می‌شود و با فدا کردن خود، از آخرالزمان جلوگیری می‌کند.

فصل ششم (۲۰۱۰–۲۰۱۱)

در نیمهٔ اول این فصل، سم یک سال است از جهنم بازگشته و همراه پدربزرگ و خویشاوندان مادریش به شکار می‌پردازد و وقتی یکی از هیولاها به سراغ دین می‌رود- که او اکنون برای خود یک زندگی آرام دارد – مجبور می‌شود خود را به او نشان دهد. دین به کمک مرگ (جولیان ریچینگز) (یکی از سواران آخرالزمان)، روح سم را به او برمی‌گرداند اما با یک دیوار که خاطرات جهنم را از او پنهان می‌کند، به او اخطار می‌دهد که به این دیوار دست نزند. دین، طی حادثه‌ای مجبور به پاک کردن حافظهٔ بن و لیزا می‌شود (کستیل به درخواست دین حافظهٔ آن‌ها را پاک می‌کند تا دیگر او را به یاد نیاورند اما دین متوجه می‌شود که کستیل با کراولی (مارک شپرد) کار می‌کند و دیگر به او اعتماد نمی‌کند و از او جدا می‌شود). در همین حال، در برزخ باز می‌شود و مادر تمام هیولاها به زمین می‌آید و به سم و دین می‌گوید که همهٔ انسان‌ها را نابود خواهد کرد؛ اما سم و دین او را می‌کشند. کستیل، به کمک کراولی در برزخ را باز می‌کند و روح‌های برزخ را درون خود جمع می‌کند. او به‌قدری قدرتمند می‌شود که پس از کشتن رافائل (دمور بارنز)، خود را خدای جدید می‌نامد.

فصل هفتم (۲۰۱۱–۲۰۱۲)

کستیل که حالا خود را خدای جدید می‌خواند، سعی در درست کردن خرابکاری‌های دنیا می‌کند، اما دیوهای درونش (که همراه با روح‌های درونش از برزخ آزاد شده‌اند) که لویاتان نامیده می‌شوند، به قسمت خوب او مسلط شده‌اند. سم، دین و بابی در تلاش هستند تا با کمک مرگ راهی برای بازگرداندن روح‌ها و کستیل بیابند و مرگ به آن‌ها کمک می‌کند تا در برزخ را باز کنند و روح‌ها و لویاتان‌ها را برگردانند؛ اما پیش از آن، لویاتان‌ها بر روح‌ها غلبه کرده و کستیل را به سمت رودخانهٔ آب آشامیدنی هدایت می‌کنند. پس از رسیدن به رودخانه، آن‌ها از بدن کستیل خارج شده و در سرتاسر رودخانه پراکنده می‌شوند. در همین زمان کستیل هم ناپدید می‌شود و جز یک باران خون‌آلود، چیزی برای دین باقی نمی‌گذارد. در ادامه، دین و سم شروع به جنگیدن با لویاتان‌ها می‌کنند و به تدریج در قسمت‌های بعدی با مشکلات بیشتری از جمله مرگ بابی مواجه می‌شوند.

بابی قبل از مرگش مختصاتی را به سم و دین می‌دهد که آن‌ها به کمک فرانک (کوین مک‌نالی) در می‌یابند، که این مختصات مربوط به زمینی است که لویاتان‌ها خریداری کرده و قصد ساختن بنایی را در آن دارند؛ ولی باتوجه به نداشتن اطلاعی از جزئیات ساختمان، سم و دین به کار همیشگی خود یعنی شکار کردن می‌پردازند. درادامه، سم و دین متوجه خریداری یک محل دیگر، برای برای ساختن مرکز درمان سرطان توسط لویاتان می‌شوند. زمانی که وقتی نزد فرانک می‌روند، با اتاقی خون آلود و بهم ریخته مواجه می‌شوند. در ادامه، پس از بازگشت کستیل، او توسط دین قدرت‌هایش را به‌عنوان فرشته به دست می‌آورد و وقتی می‌بیند نمی‌تواند اشتباه خود در شکستن دیوار ذهن سم را جبران کند، خاطرات جهنمی سم را به خود منتقل می‌کند و خود گرفتار لوسیفر می‌گردد.

در قسمت‌های بعد، بابی در شکل روح و با پاسخ منفی به فرشته مرگ خود، دوباره وارد داستان می‌شود تا از این طریق بتواند به سم و دین کمک کند. سرانجام، سم و دین با فریب دیک رومن (جیمز پاتریک استارت) موفق می‌شوند کتیبه‌ای باستانی را بیابند که سخنان مستقیم خدا بر روی آن نوشته شده و به کمک یک پیامبر که جدیداً مبعوث شده، موفق به خواندن آن می‌شوند و راز کشتن لویاتان‌ها را پیدا می‌کنند. سپس سم و دین با کمک کراولی و کستیل موفق به کشتن دیک رومن می‌شوند، اما هم‌زمان با کشته شدن دیک رومن و انتقال مجدد او به برزخ، دین و کستیل هم همراه با او به برزخ منتقل می‌شوند و حال باید راهی برای فرار از آن‌جا پیدا کنند. جایی که به قول کستیل «تمام ارواح موجود در آن هیولا هستند و تا ابد همدیگر را شکار می‌کنند».

فصل هشتم (۲۰۱۲–۲۰۱۳)

summary-supernatural-series

داستان فصل هشتم سریال، دربارهٔ لوح شیاطین و پیامبر خدا، کوین (اسریک چاو) است. در این فصل، پس از بازگشت دین وینچستر به کمک خون‌آشامی به نام بنی (تای اولسون) از برزخ، برادران شروع به مبارزه با کراولی می‌کنند. داستان این فصل در واقع روی محور لوح‌های فرشتگان و شیاطین قرار دارد. سم متهد به آزمایش‌های سه‌گانه یعنی کشتن یک سگ جهنمی، نجات روح بی‌گناه از جهنم و درمان یک شیطان می‌شود؛ و چون دین نتوانسته است که اولین آزمایش، یعنی کشتن یک سگ جهنمی را انجام دهد، سم برای این کار به نوعی بیماری دچار می‌شود که شبیه سل است و کستیل اعلام می‌کند که سم به طور متافیزیکی دچار مشکل شده است که درواقع باعث پایسته نبودن اتم‌هایش می‌شود.

کستیل که به وسیلهٔ نائومی برگردانده شده است، رفتارش در کنترل خودش نیست و نائومی (آماندا تپینگ) با دستورهایش او را هدایت می‌کند. در ادامه پس از انجام آزمایش‌های سه‌گانه توسط سم و دین، نائومی به دین هشدار می‌دهد که چه بهایی باید بدهد تا لوح شیاطین، که برای بستن درهای جهنم به زمین است، استفاده شود و دین پس از این هشدار، برای نجات سم حرکت می‌کند؛ ولی با این حال، سم در حالی که روی زمین مجروح در بغل دین است، فصل به اتمام می‌رسد.

فصل نهم (۲۰۱۳–۲۰۱۴)

داستان فصل نهم ادامه داستان فصل هشتم و سقوط فرشتگان بر روی زمین است. متاترون (کورتیس آرمسترانگ) کاتب خدا، قصد دارد تا با به خدمت گرفتن فرشتگان، خود را خدای جدید معرفی کند. از طرفی آبادان (الینا هافمن)، شوالیه جهنمی نیز قصد دارد تا با شکست کراولی خود پادشاه جهنم شود. سم که در فصل هشتم به دلیل انجام تست‌هایی برای بستن دروازه جهنم در حال مرگ است، با کمک فرشته‌ای که خود را ایزکیل معرفی کرده، با تسخیر وی سعی می‌کند تا هم سم و هم خودش را که پس از سقوط از بهشت زخمی شده، درمان کند. پس از مدتی متاترون پیش فرشته‌ای که سم را تسخیر کرده است می‌رود و از او درخواست همکاری و اعلام می‌کند که می‌داند نام واقعی او، گادریل (تاهموه پنیکت) می‌باشد. دین که از ماجرا با خبر می‌شود با کراولی این قرار را می‌بندد، که در ازای کمک بابت شکست دادن آبادان سم را از تسخیر این فرشته در بیاورد و کراولی کاری می‌کند تا گادریل از بدن سم خارج شود.

سپس دین و کراولی متوجه می‌شوند که تنها راه شکست آبادان، استفاده از نخستین خنجر به وجود آمده، یا خنجر قابیل می‌باشد. برای این کار کراولی و دین پیش قابیل می‌روند و خنجر نخستین به همراه نشان قابیل را از وی می‌گیرند. دین به کمک این خنجر سعی می‌کند تا هم آبادان و هم متاترون را شکست دهد، که در نبرد اول با آبادان موفق به شکست وی می‌شود اما قدرت متاترون به مراتب بیشتر بوده و او موفق می‌شود دین را بکشد. فرشتگان دیگر وقتی از نیت واقعی متاترون آگاه می‌شوند، به وی پشت می‌کنند. در صحنه‌های آخر این فصل، سم سعی می‌کند کراولی را احضار کند تا برای احیای دین با او قرارداد ببندد. کراولی به ملاقات دین می‌رود و فاش می‌کند نشان قابیل مانع مردن او می‌شود. دین به زندگی برمی‌گردد ولی به‌عنوان یک شیطان.

فصل دهم (۲۰۱۴–۲۰۱۵)

پس از اینکه دین توسط نشان قابیل به‌عنوان یک شیطان دوباره به زندگی بازمی‌گردد، شروع به کار درکنار کراولی می‌کند. در همین حال، سم نیز به جستجو برای دین هم‌چنان ادامه می‌دهد. پس از اینکه دین حاضر به اطاعت از دستورهای کراولی نشد و او را در مقابل پیروانش مورد توهین قرار داد، کراولی مکان حضور دین را به سم می‌دهد. در ازای تحویل دین، سم خنجر نخستین را به کراولی می‌دهد. درادامه، سم به کمک کستیل، دین را با استفاده از خون انسان تقدیس شده درمان می‌کند و او را به حالت انسانی خود بازمی‌گرداند. پس از درمان دین، کستیل به وی هشدار می‌دهد که نشان هنوز یک مشکل بزرگ برای او می‌باشد. دین و سم به کستیل در پیدا کردن کلر، دختر پوسته کستیل، دختر جیمی کمک می‌کنند. در همین حال دین بر اثر اثرات ناشی از نشان به کشتارجمعی چند نفری که دختر جیمی را گروگان نگه داشته بودند، می‌پردازد.

در همین حال، یک جادوگر مرموز جدیدی نیز حضور پیدا می‌کند، که بعداً مشخص می‌شود که وی روونا، مادر کراولی است. هم‌چنین، فرشته‌ای به نام هانا به بهشت بازمی‌گردد تا پوسته‌اش بتواند زندگی عادی‌اش را ادامه دهد. داستان این فصل عموماً برروی نشان قابیل و راه‌های از بین بردنش از روی دست دین متمرکز شده است. پس از اینکه نشان باعث شکستن بازوی چارلی می‌شود، سم به دین می‌گوید که وی توانایی کنترل نشان را دارد، اما تنها در صورتی که خود دین خواهان این عمل باشد. امید تازه‌ای برای رهایی بخشیدن دین از نشان از سمت چارلی و با کشف کتاب جهنمی می‌آید. سم که نیازمند فردی برای کمک در خواندن و استفاده از این کتاب قطور قدرتمند است، به روونا پیشنهاد کمک می‌دهد، ولی این موضوع را از دین مخفی نگه می‌دارد. او هم‌چنین از چارلی نیز درخواست کمک و چارلی متن کتاب را رمز گشایی می‌کند اما توسط استینز، نام یک خانواده‌ای است که مخفیانه در بسیاری از اتفاقات تاریخ دخیل بودند، به‌قتل می‌رسد.

پس از این اتفاق، دین که به کشتار جمعی استینز و چند شکارچی دیگر می‌پردازد و حتی به کشتن کستیل نیز رو می‌آورد، از درمان نشان ناامید می‌شود و به سراغ مرگ می‌رود. مرگ به دین پیشنهاد می‌دهد که وی را در انزوای کامل در مکانی دور از کره زمین فرار دهد، اما اصرار دارد که دین باید سم را بکشد، چون سم از هر تلاشی برای بازگرداندن دوباره برادرش به زمین دریغ نخواهد کرد. سم و دین هر دو به این نتیجه می‌رسند که از بین رفتن هردویشان به بهتر شدن جهان کمک خواهد کرد. بااین حال در آخرین لحظات، دین مرگ را برای نجات سم می‌کشد. هم‌چنین روونا موفقیت به پیداکردن طلسمی برای برداشتن نشان قابیل و نشان از روی دست دین پاک می‌شود ولی این اتفاق باعث رهاسازی تاریکی، اولین شیطان روی کره زمین که سال‌هاست توسط نشان زندانی شده بود، می‌شود. در آخرین صحنه‌های فصل، روونا کستیل را تحت طلسمی قرار می‌دهد تا به کراولی حمله کند و خودش با کتاب جهنمی فرار می‌کند.

منبع : http://mehrmihan.ir/summary-supernatural-series/

این مطلب را به اشتراک بگذارید :
a b