سریال قبول میکنم قسمت اخر
header
آموزش کف پوش سه بعدی

سریال قبول میکنم قسمت اخر

i-agree-with-the-last-part-of-the-series

سریال قبول می کنم سریالی درام  است که از شبکه forum 32 هندوستان در حال پخش است.سریال قبول می کنم با بازیگران غیر مشهورش بسیار پربیننده بوده است.دختری زیبا به نام زیا که از آمریکا به کشورش هند بازگشته است زندگی تازه ای را با اتفاقات جالبش تجربه می کند.او عاشق پسری مغرور به نام اسد می شود ولی اسد علیرغم اینکه عاشق زیا شده است از خود هیچ احساسی بروز نمی دهد.

در این بین پدر اسد نیز که از همسرش دلشاد جدا شده است، سالهاست که زندگی تازه ای را با زنی به نام شیرین آغاز کرده است.حاصل ازدواج دوم رشید یک پسر به نام آیان و دو دختراست. رشید با اینکه زندگی خوبی دارد گاهی به یاد عشق قدیمی اش دلشاد می افتد و سعی می کند که به او نزدیک شود.

پسر دیگر رشید یعنی آیان زیاد به برادرش اسد شباهت ندارد.او طبعی شوخ دارد و عاشق دختری به نام حمیرا است.البته پدر حمیرا دل خوشی از آیان ندارد و او را از دخترش می راند!

داستان این سریال در کشمکش عشقی شخصیت ها و دوستی های نافرجام خلاصه می شود.

 

اینبار ۲۵ سال میگذره روز نامزدی سونری وسونری استرس داره سونری دختر صنم ۲ واهیله یه بچه ی دیگه هم دارند به اسم ایان که این همون بچه ی شازیاست .این ایان حمیرا برادر زاده ی کوچیک راکشو دوس داره .خلاصه سونری با وارون پسر شازیا وعامر نامزد میکنه اما صنم ۲ مخالف نامزدیه چون شازیا میدونه که بیپاشا جادوگر جادوی سیاهه ومیترسه که این قضیه روزدندگی دخترش تاثیر بزاره در طرف دیگه ماجرا حیا دختر نجما و عمران عاشق وارونه و بالاخره با تلاشای جنت ازدواج وارون و سونری رو بهم میزنه
خب جنت دوس داشت که سونری با پسر خودش کریش ازدواج کنه تابه این واسطه بتونه به اهیل نزدیک شه بالاخره توی یه مراسم رقص سونری وکریش همو میبینند وعاشق هم میشند اما پدر شاد مخالف این ازدواجه و میخواد دختری به اسم سانایا عروسش بشه روز نامزدی سونری و کریش بیپاشا جادوی سیاه رو به بدن سونری وارد میکنه و وقتی سونری سانایا رو میبینه یه عالم بلا سرش میاره وتحقیرش میکنه خلاصه سانایا دس از سرکریش برمیداره .
اسد کم کم دلش میخواد به زویا برگرده .بخاطر همین به بیپاشا کم محلی میکنه .خلاصه وارون و حیا باهم ازدواج میکنند روز عروسی اهیل وحنت میرن تا بهش تبریک بگند همون روزو مراسم ولیمه ی سونری وکریش هم بود اهیل با ماشین خودش برمیگرده جنتم باماشین خودش جنت باید میرفت دنبال شاد وصنم ۲خلاصه توی راه تصادف میکنند وشادوصنم ۲ میمیرند بعدمرگ صنم ۲ اهیل دیگه هیچ علاقه ای به حنت نداره خلاصه جنت خودش میره و پیش اهیل وبهش میگه باهم یه زندگی بسازند از طرفی بیپاشا میاد و راکش رو میکشه بعد مرگ صنم ۲ یه نامه برای اسد میاد که صنم ۲ قبل مرگش نوشته بود وتمام حقایقو راجع به مادرش نوشته بود اسدم میخواد بیپاشا رو ازعمارت بندازه بیرون که بیپاشا عمارتو اتیش میزنه و خودشم تو اتیش میسوزه
بعد از یک سال اسد میره پیش زویا و ازش میخواد که دوباره باهم یه زندگی بسازند زویا هم قبول میکنه
تو اخر داستان ایان وحمیرا .حیاو وراون سونری وکریش اسد وزویا .جنت واهیل وسحر وپیمان همه باهم شادو خوشحالند

منبع : http://mehrmihan.ir/i-agree-with-the-last-part-of-the-series/

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

a b