اخر روزی روزگاری
header

مبلیما خرید مبل

اخر روزی روزگاری

اخر روزی روزگاری

end-of-once-upon-a-time

 

قسمت آخر سریال روزی روزگاری + سرگذشت تمام بازیگران

در قسمت آخر سریال روزی روزگاری چه می شود؟

خلاصه قسمت آخر

داستان این سریال بسیار زیبا و دیدنی ازاین قراره:!
علی،کاپیتان معروفی است که برای مدت ها از کشور خود برای کارش جدا میشود و زن و چهار بچه اش را ترک میکند بعد ها با زنی به اسم کارولین اشنا میشود و عاشق او میشود.زمان برگشت او همه ی افراد خانواده به امید داشتن خانواده ای خوب را دارند.دختر بزرگ علی،برین نام دارد.دختر دوم او،ایلین نام دارم،فرزند سومش که پسر است،Mete نام دارد و پسر بسیار کوچکش که اخرین فرزند خانوادس Osman نام دارد.Cemile(زن رسمی علی) بعد میفهمد که همسرش در مدت نبودنش در ترکیه با زنی هولندی دوست شده است و دیوانه وار عاشق او شده است.و این خبر را کم کم تمام افراد خانواده میفهمند.مته از پدرش متنفر میشود.و پدرش قسط ازدواج با کارولین را دارد و در اخر همسرش جملیه را طلاق میدهد و خانواده اش را از خانه بیرون میانداز.مته برای انتقام از پدرش  خونه را به اتش میکشد . (عکس)

و اما قسمت آخر سریال 

در آخر فصل یک سریال روزی روزگاری جمیله با حکمت کارجی ازدواج میکنه ولی علی چنان میشکنه که میاد و حکمت رو میکشه و میوفته زندان.

در آخر فصل دوم سریال روزی روزگاری که دو سال گذشته علی آازد میشه ولی به عنوان یه مرد بدبخت و بیچاره نه کاپیتان علی که البته حقش همینه مجازاتش همینه

پلین هم با هاکان ازدواج کرده ولی بچه ی احمد رو داره و وقتی احمد به کشور برمیگرده از هاکان جدا میشه و با احمد ازدواج میکنه

آیلین هم از سونر بارداره و وقتی که میخواد زایمان کنه میمیره و دقیقا همون روز هم علی خودکشی میکنه و جمیله هردوشونو از دست میده.ولی این بار جمیله خیلی وضع بهتری داره چون شرکت حکت بعد از مرگش به جمیله رسیده.دختر احمد وپلین که اسمش زهراست بیماری کلیوی داره و باید دیالیز بشه و تنهاکارولینه که میتونه بهش کلیه بده

کارولین برای هاکان شرط میذاره که باید با من ازدواج کن اونوقت به زهرا کلیه میدو ولی در نهایت این کارولینه که بازنده و تحقیر میشه چون پرستار آیلین به زهرا کلیه میده و

کارولین بخاطر هاکان همون لحظه میره گورشو گم کنه

عثمان هم که الان یه پسره دبیرستانی شده و عاشق یه دختر به اسمه عایشه شده اما عایشه با مته دوسته

سونر هم بعد از مدتها با بهار پرستار بچه ی خودش و آیلین ازدواج میکنه و بچه دار هم میشن

احمد هم میمیره و پلین و هاکان باز با هم ازدواج میکنن

و چند سال بعد عثمان شروع میکنه به نوشتن خاطرات از زمانی که علی به خانه بازگشت تا الان

 

سریال روزی روزگاری با پایان تلخ کاپیتان علی خودکشی میکند , بچه آیلین به دنیا میاید و آیلین میمرد , احمد میمرد و با هاکان ازدواج مکیکند پلین

شاید خیلی ها آخر داستان روزی روزگاری را بدانند اما من می خواهم در سایت سفیدک بخشی از قسمت آخر این سریال را برایتان توضیح بدهم .

همه می دانیم که جمیله در یک روز علی کاپیتان را بخاطر خودکشی اش در دریا از دست میده و با دخترش ایلین در هنگام زایمان خداحافظی می کنه .

«سرگذشت پلین »

نهایتا فصل بعدی سریال آغاز می شه . به طور خلاصه سرگذشت پلین این میشه که از هاکان جدا شده و با احمد ازدواج می کند و نهایتا از او باردار می شود اما هنوز بچه یشان به دنیا نیامده ، احمد در یک درگیری کشته می شود و وقتی بچه ی احمد و پلین به دنیا می آید ، پلین نام او را احمد می گذارد و در آخر با هاکان دوباره ازدواج می کند .

«سرگذشت سونر »

سونر با مربی بهار ، دختر ایلین ازدواج می کند . و نهایتا باردار می شود .

« سرگذشت زهرا »

زهرا بیمار می شود و کلیه می خواهد و فقط خون کارولین با خون زهرا مطابقت دارد . به همین خاطر کارولین از فرصت استفاده می کند و از هاکان می خواهد که اگر با او ازدواج کند به زهرا کلیه می دهد .

« سرگذشت کارولین »

اما در آخر خون مربی بهار با زهرا تطابق پیدا می کند و دیگر هاکان نیازی به کارولین نخواهد داشت و کارولین می رود.

« سرگذشت عثمان »

عثمان عاشق دختری به نام عایشه می شود اما عایشه دختری است که مته را دوست دارد و با او دوست است و عثمان هم بخاطر برادرش دست از این عشق می کشد  .

« سرگذشت مته »

مته بخاطر عثمان در زندان می افتد و بسیار شکنجه می شود اما نهایتا از زندان فراری اش می دهند .مته هم پیش عایشه بر می گردد .

« سرگذشت جمیله »

جمیله با فردی آشنا می شود به نام عارف و با او ازدواج می کند .عثمان هم بزرگ می شود و داستان زندگی اش را برای یک نویسنده و کارگردان تعریف می کند .

« بخشی از قسمت آخر »

اما تیکه ای از قسمت آخر این است که همه در جشن عروسی جمیله و عارف ، سونر و مربی بهار حاضر هستند و این روز را جشن می گیرند که در آخر کارگردان فیلم روزی روزگاری با صدای بلند می گوید کات و همه بازیگران فریاد می کشند و خوشحالی می کنند که بالاخره فیلم روزی روزگاری به پایان رسید . و بازیگری که نقش جمیله را بازی می کرد ، از خوشحالی کیفش را به آسمان پرتاب می کند و می گوید بعد از مدت ها فیلم برداری راحت شدیم .

همه موبایل هایشان را در می آورند و با هم دیگر عکس یادگاری می گیرند . عثمان کوچولو ، نوجوان و میانسال می آیند و کنار هم می ایستند . علی کاپتان و ایلین می آیند و با دوربین خداحافظی می کنند.

در آخر عثمان واقعی که این داستان را تعریف کرده و اکنون یک پیر مرد است را نشان می دهند که در حال گیتار زدن ، آواز می خواند . حتی عکس های سیاه و سفیدی که اول تیتراژ فیلم روزی روزگاری نشان می دهند ، مربوط میشود به جمیله واقعی و فرزندان واقعی او .

end-of-once-upon-a-time

end-of-once-upon-a-time

end-of-once-upon-a-time

end-of-once-upon-a-time

end-of-once-upon-a-time

end-of-once-upon-a-time

end-of-once-upon-a-time

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

a b