انشا در مورد فصل پاییز - میهن مهر
header

انشا در مورد فصل پاییز

انشا در مورد فصل پاییز

مقدمه درباره پاییز /مقدمه انشا پاییز / توصیف فصل پاییز

پاییز فصلی است که در آن برگ های درختان به زردی می گرایند ؛ اما بعضی از برگ ها هم در راه زرد شدن گاه قرمز و قهوه ای می شوند. پاییز همان فصلی است که در آن برگ درختان می ریزند و در زیر پای رهگذران بی تفاوت خش خش می کنند.

پاییز شاید همان فصل غفلت است و رخوت شاید هم نه فصل هوشیاری و تدبر است؛ چه فرقی می کند که در پاییز خواب باشی یا بیدار مهم آن است که پاییز کار خودش را می کند. به دقت و حوصله دست به کار آراستن می شود؛ آراستن درخت ها ، شهر ها ، باغ ها و زمین به زرد و سرخ و قهوه ای برگ ها ؛ به قطرات گاه نم نم و گاه شر شر باران و به باد که می وزد.

پاییز همان فصل دل انگیزی است که گاه رویایی اش می خوانند

همان فصلی که می توانی در آن ساعت ها از پنجره ی اتاق به درخت روبروی خانه نگاه کنی و خسته نشوی. پاییز همان دل انگیزانه ایست که گاه هوس می کنی زیر بارانش بی روسری در کوچه قدم بزنی تا موهایت خیس شوند.

پاییز همان مادر رقص خرامان برگ هاست که به ناز و عشوه ی تمام چرخ زنان از آسمان بر سرت می بارند، و تو سریع تر می روی تا زیر برگ هایش برسی و با خودت بگویی این یکی به افتخار من افتاد.

پاییز همان موسیقی خوش خش خش برگ هاست _همان برگ های خرامان_ که این بار هوس می کنی کفشهایت را در آوری تا موسیقی هبوط برگ ها پاهایت را قلقلک کند.

پاییز همان فصل درختان لخت خرمالو است که سرخی خرمالوهایش ر ا به همه عرضه می دارد.

همان فصل قاصدک های شیطون که برایت خبر می آورند ، خبر های خوش ، خبر هایی که هیچ وقت نمی رسند وتو باز هم آنها را بر می داری و فوت می کنی و با نگاهت تعقیبشان می کنی تا در آبی ابری آسمان پاییز گم شوند.

 

آه عجب این پاییز برگ زیر هزار رنگ خوش می نشیند در چشم و خیال من … ومن از ورای سفیدی دیوار های اتاقم همه را ، همه را خوب خوب می دانم؛ دیگر جاده های پاییز را از حفظ شده ام.

 

انشا پاییز فصل هزار رنگ

پاییز، نمیدانم از کجایش باید شروع کنم. از تغییر آب و هوا و برگ درختان یا بازشدن مدارس و یا مریضی ها که مثل کنه به آدم میچسبد. از اول شروع میکنم یعنی باز شدن مدارس. دوباره ماه مهر آمد و مدرسه ها باز شدند. نمیدانم بچه ها منتظر این لحظه  هستند یا نه، ولی چه خوششان بیاید و چه خوششان نیاید باید درس بخوانند. زیاد از مدرسه چیزی نمیگویم، چون اینقدر درباره مدرسه و  درس و از این جور چیزها شنیده اید، که ظرفیت مغزتان تکمیل شده است.  درباره مریضی ها می گویم. وقتی پاییز شروع می شود، حساسیت ها و سرماخوردگی و هزارجور  مریضی دیگر هم شروع می شود و بدبختی ما هم به اوج می رسد. دکترها و داروخانه ها و درمانگاه ها حسابی کاسبی میکنند. از مریضی هم زیاد نمی گوییم چون خودتان ما شاالله این قدر مریض شدید و قرص های شش کیلویی خورده اید که اگر از مریضی هم بگویم حالتان به هم بخورد. خوب پس می رویم سراغ تغییرات اصلی آب وهوا و رنگ برگ درختان و میوه ها. وقتی پاییز شروع میشود باران و سیل و برف می آید.البته مربوط به استان های دیگر کشور است نه به خوزستان. در خوزستان اگر در بهمن نسیم سرد بوزد شاهکار کرده است. ما که انتظار زیادی نداریم چون عادت کرده ایم، پس میسوزیم و زندگانی میکنیم. در جاها و کشورهای دیگر آن قدر برف وباران آمده که چند نفر جان خود را از دست داده اند. برگ درختان هم کم کم تغییر میکند.رنگ آن زرد و قرمز و نارنجی می شود. قرمز و نارنجی در داستان ها است و رنگ رزد در طبیعت. چون من تا به حال درختی در پاییز درختی ندیده ام  که برگ هایش رنگ قرمز یا نارنجی باشد. حتما با گل اشتباه گرفته اند. پرتغال و نارنگی و صددانه یاقوت و میوه های پاییزی دیگر هم در این فصل می رویند و ما آن ها را میخوریم.   حالا یک خط هم درباره ای احساس مردرم به پاییز می نویسم. بیشتر مردم پاییز را به خاطر باران و برف وسیل دوست دارن و بعضی ها هم مثل من پاییز را به خاطر سیل و بارانش دوست ندارند.  پاییز زیبایی های فراوانی دارد که در ای ن دفتر کوچک جا نمیشود . پس همین جا تمامش میکنم.

شعری در مورد پاییز

اي باغبان اي باغبان آمد خزان آمد خزان
بر شاخ و برگ از درد دل بنگر نشان بنگر نشان

اي باغبان هين گوش كن ناله درختان نوش كن
نوحه كنان از هر طرف صد بي‌زبان صد بي‌زبان

هرگز نباشد بي‌سبب گريان دو چشم و خشك لب
نبود كسي بي‌درد دل رخ زعفران رخ زعفران

حاصل درآمد زاغ غم در باغ و مي‌كوبد قدم
پرسان به افسوس و ستم كو گلستان كو گلستان

كو سوسن و كو نسترن كو سرو و لاله و ياسمن
كو سبزپوشان چمن كو ارغوان كو ارغوان

كو ميوه‌ها را دايگان كو شهد و شكر رايگان
خشك است از شير روان هر شيردان هر شيردان

كو بلبل شيرين فنم كو فاخته كوكوزنم
طاووس خوب چون صنم كو طوطيان كو طوطيان

خورده چو آدم دانه‌اي افتاده از كاشانه‌اي
پريده تاج و حله شان زين افتنان زين افتنان

گلشن چو آدم مستضر هم نوحه گر هم منتظر
چون گفتشان لا تقنطوا ذو الامتنان ذو الامتنان

جمله درختان صف زده جامه سيه ماتم زده
بي‌برگ و زار و نوحه گر زان امتحان زان امتحان

اي لك لك و سالار ده آخر جوابي بازده
در قعر رفتي يا شدي بر آسمان بر آسمان

گفتند اي زاغ عدو آن آب بازآيد به جو
عالم شود پررنگ و بو همچون جنان همچون جنان

اي زاغ بيهوده سخن سه ماه ديگر صبر كن
تا دررسد كوري تو عيد جهان عيد جهان

ز آواز اسرافيل ما روشن شود قنديل ما
زنده شويم از مردن آن مهر جان آن مهر جان

تا كي از اين انكار و شك كان خوشي بين و نمك
بر چرخ پرخون مردمك بي نردبان بي نردبان

ميرد خزان همچو دد بر گور او كوبي لگد
نك صبح دولت مي‌دمد اي پاسبان اي پاسبان

صبحا جهان پرنور كن اين هندوان را دور كن
مر دهر را محرور كن افسون بخوان افسون بخوان

اي آفتاب خوش عمل بازآ سوي برج حمل
ني يخ گذار و ني وحل عنبرفشان عنبرفشان

گلزار را پرخنده كن وان مردگان را زنده كن
مر حشر را تابنده كن هين العيان هين العيان

از حبس رسته دانه‌ها ما هم ز كنج خانه‌ها
آورده باغ از غيب‌ها صد ارمغان صد ارمغان

گلشن پر از شاهد شود هم پوستين كاسد شود
زاينده و والد شود دور زمان دور زمان

لك لك بيايد با يدك بر قصر عالي چون فلك
لك لك كنان كالملك لك يا مستعان يا مستعان

بلبل رسد بربط زنان وان فاخته كوكوكنان
مرغان ديگر مطرب بخت جوان بخت جوان

من زين قيامت حاملم گفت زبان را مي هلم
مي نايد انديشه دلم اندر زبان اندر زبان

خاموش و بشنو اي پدر از باغ و مرغان نو خبر
پيكان پران آمده از لامكان از لامكان

شاعر: مولانا

تحقیق در مورد فصل پاییز

composition-of-autumn

پاییز یا خَزان نام یکی از چهار فصل سال است.

پاییز از نظر ستاره شناختی بین دو نقطهٔ اعتدال پاییزی و انقلاب زمستانی است. از نظر گاهشماری هجری خورشیدی، در روز یکم مهر آغاز می شود و تا پایان آذر ادامه می یابد. بر پایه تقویم میلادی فصل پاییز در اصل در نیمکره شمالی جهان در حدود ۲۳ سپتامبر (۱ مهر) و در نیمکره جنوبی پیرامون ۲۱ مارس (۱ فروردین) آغاز می شود. زمان پایان آن در نیمکره شمالی ۲۱ دسامبر (۳۰ آذر) و در نیمکره جنوبی ۲۱ ژوئن (۳۱ خرداد) است.

هرچند بخاطر مسائل عملی آغاز پاییز را در تقویم ها اول سپتامبر در نیمکره شمالی و اول مارس در نیمکره جنوبی قرار داده اند. پایان آن را نیز به ترتیب اول دسامبر و اول ژوئن مقرر کرده اند.

به هنگام پاییز بسیاری از انواع گیاهان برگ های خود را از دست می دهند و به اصطلاح خزان می کنند. دمای هوا نیز در فصل پاییز تا اندازه زیادی پایین تر از تابستان است. در پاییز، روزها کوتاه تر و شب ها طولانی تر می شوند. در بخش هایی از جهان در این فصل میزان بارش زیاد تر می شود.

کلمه انگلیسی autumn (پاییز) از کلمه فرانسوی ‘automne’ گرفته شده است و استفاده از آن برای نام این فصل از قرن شانزدهم میلادی رایج شد. نام fall هم که در آمریکای شمالی برای این فصل استفاده می شود احتمالاً از عبارت fall of the leaves (برگ ریزان) گرفته و خلاصه شده است.

اسم پاییز در فرهنگ لغت به معنای پایریز می باشد یعنی زمانی که برگ درختان به زیر پا میریزد و در زمان قدیم پایریز نام گرفته و کم کم در طول مدت زمان به شکل امروزی پاییز تغییر نام داده. روز اعتدال پاییزی را در ایران از دیرباز جشن می گرفته اند. این جشن که در روز مهر از ماه مهر برگزار می شود جشن مهرگان نام دارد.

منبع :http://mehrmihan.ir/composition-of-autumn/

انشا در مورد ادم برفی


انشا در مورد ادم برفی زمستان است. هوا سرد است. چه بيچاره ها آدم هايي كه ندارند سرپناهي براي شب هايي به درازي شب يلدا. يلدا اولين شب است. اولين شب سال، سالمان زمستان است، يعني من دوست دارم كه سال با زمستان شروع شود. من زمستانيم. شايد نبايد از ترحم صحبت كنيم. زمستان خشك و خشن است. خشونتي كه در ...

توصیف یک روز برفی | انشا ادبی در مورد برف


توصیف یک روز برفی به نام خداوند بخشنده و مهربان موضوع انشا: زمستان یا توصیف یک روز برفی ( برای موضوعهای مشابه نیز کاربرد داد) صبح بیدار شدم و سرمای عجیبی در اتاقم حس کردم نگاهم به پنجره افتاد که دیدم پشت پنجره مقدار زیادی برف سفید نشسته است… حس عجیبی در دلم جوانه زد و با سرمای برف و زیبایی آن ...

انشا در مورد روز بارانی


انشا در مورد روز بارانی دیگر آسمان دارد تیره و خاکستری می شود و باران نم نم وکم کم شروع به بارش می کند. باران مانند اشک های حضرت زینب(س)همچنان میبارد. ناگهان صدای مهیبی به گوش میرسد.!!! این صدا صدای رعد و برق ها هستند. باران تندتر و تندتر میشود.همه ی مردم درخیابان به دنبال پناهگاهی میگردند.! چترهای مردم و بالکن های مغازه ها ...

انشا درباره ایران


انشا درباره ایران  انشای من در مورد وطن به نام خدا من سید علی حسینی یک ایرانی هستم. یک ایرانی که به ایرانی بودنش افتخار می کند. ایران قدیمی ترین کشور دنیاست. ایران؛ کشوری با آب و هوای چهار فصل  است که محصولات انحصاری مانند زعفران و پسته دارد. کشوری که سرشار از منابع طبیعی می باشد؛ از منابع آهن و آلومینیوم ...

این مطلب را به اشتراک بگذارید :
a b